گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۸۴

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بیگانه وضعیم یا آشناییم

ما نیستیم اوست او نیست ماییم

پنهانتر از بو در ساز رنگیم

عریانتر از رنگ زیر قباییم

پیدا نگشتیم خود را چه پوشیم

پنهان نبودیم تا وا نماییم

پیش که نالیم داد از که خواهیم

عمریست با خوبش از خود جداییم

هر سو گذشتیم پیدا نگشتیم

رفتار عمریم بی‌نفش پاییم

این ‌کعبه و دیر تا حشر باقیست

ما یک دو دم بیش دیگر کجاییم

تنگی فشرده‌ست صحرای امکان

راهی نداربم دل می‌گشاییم

نفی دویی بود علم تعین

تا خاک ‌گشتیم ‌گفتیم لاییم

فکر دویی چیست ما و تویی ‌کیست

آیینه‌ای نیست ما خود نماییم

سیر دو عالم کردیم لیکن

جایی نرفتیم‌ کز خود برآییم

گر بحر جوشید، ور قطره بالید

ما را نفهمید جز ما که ماییم

اظهار هر چند غیر از عرق نیست

در پیش بیدل آب بقاییم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام