گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

غیر وحدت برنتابد همت عرفان ما

دامن خویش است چون صحراگل دامان ما

شوق در بی‌دست‌وپایی نیست‌مأیوس طلب

چون قلم سعل قدم می‌بالد از مژگان ما

معنی اظهار صبح از وحشت انشا کرده‌اند

نامهٔ آهیم بیتابی همان عنوان ما

زین دبستان مصرع زلفی مسلسل خوانده‌ایم

خامشی مشکل که‌گردد مقطع دیوان ‌ما

وحشت ما زین چمن محمل‌کش صدعبرت است

نشکند رنگی‌که چینش نیست در دامان ما

یار در آغوش و نام او نمی‌دانم‌که چیست

سادگی ختم است چون آیینه‌بر نسیان ما

در تپیدن‌گاه امکان شوخی نظاره‌ایم

از غباری می‌توان ره بست بر جولان ما

مدعا از دل به لب نگذشته می‌سوزد نفس

اینقدر دارد خموشی آتش پنهان ما

مغثنم دار ای شرر جولانگه آغوش سنگ

تنگی فرضت بغل واکرده در میدان ما

جلوه درکار است و ما با خود قناعت‌کرده‌ایم

به‌که بر روی توباشد چشم ما حیران ما

بیدل از حیرت زبان درد دل فهمیدنی‌ست

آیسنه می‌پوشد امشب نالهٔ عریان ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

انجنیر محمد هارون صادقی نوشته:

بعد از عرض سلام و تقدیم احترامات خدمت تمام دوستان و عزیزان که در این سایت پرمحتوا و گرامی گنجور اشتراک داند و همه روزه زحمت میکشند. و نهایت سپاس از مدیر کل این برنامه زیبا.
با عرض ادب من که علاقمند ابیات جناب ابولمعانی بیدل رح هستم همواره یکی دو غزل از جناب شانرا میخوانم. الیوم که نظرم به غزل شماره ۲۳۸ افتید در آخر غزل فکر میکنم که چند اشتباه تایپی صورت گرفته است. اگر ممکن باشد در مورد توجه شود بعید از لطف تان نخواهد بود : ۱- مغثنم ۲- آیسنه

کانال رسمی گنجور در تلگرام