گنجور

غزل شمارهٔ ۲۳۶۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

وقت‌ست کنم شور جنون عام و بگریم

چون ابر بر آیم به سر بام و بگریم

تا گرد ره هرزه دوی‌ها بنشیند

از آبله چشمی بکنم وام و بگریم

چون ابر به صد دشت و درم اشک فشانی‌ست

کو بخت که یکجا کنم آرام و بگریم

فرصت ز چراغ سحرم بال فشان رفت

از منتظرانم که شود شام و بگریم

شاید نگهی صید کند دانهٔ اشکی

در راه تو چندی فکنم دام و بگریم

چون شمع خموشم بگذارید مبادا

یادم دهد آغاز ز انجام و بگریم

دور از نگهت حاصلم این بس که درین باغ

چشمی دهم آب ازگل بادام و بگریم

نومید وصالم من بیدل چه توان‌کرد

دل خوش‌کنم ای‌کاش به این نام و بگریم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام