گنجور

غزل شمارهٔ ۲۲۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

طرح قیامتی ز جگر می‌کشیم ما

نقاش ناله‌ایم و اثر می‌کشیم ما

توفان نفس نهنگ محیط تحیریم

آفاق راچوآینه در می‌کشیم ما

ظالم‌کند به صحبت ما دل زکین تهی

از جیب سنگ نقد ش؟ر می‌کشیم ما

زین عرض جوهری‌که درآیینه دیده‌ایم

خط بر جریده‌های؟ر می‌کشیم ما

تا حسن عافیت شود آیینه‌دار ما

از داغ دل چوشعله سپرمی‌کشیم ما

در وصل هم‌کنار خیالیم چاره نیست

آیینه‌ایم و عکس به بر می‌کشیم ما

اینجا جواب نامهٔ عاشق تغافل است

بیهوده انتظار خبر می‌کشیم ما

آیینه نقشبند طلسم خیال نیست

تصویرخود به لوح دگرمی‌کشیم ما

وحشت متاع قافلهٔ گرد فرصتیم

محمل به دوش عمرشررمی‌کشیم ما

تا سجده برده‌ایم خم پیکر نیاز

زین بار زندگی‌که به سر می‌کشیم ما

این‌است اگرتصرف عرض شکست رنگ

آیینهٔ خیال به زر می‌کشیم ما

خاک بنای ما به هواگرد می‌کند

بیدل هنوزمنت‌پرمی‌کشیم ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عبدالله رحیمی نوشته:

ظالم‌ کند به صحبت ما دل ز کین تهی
از جیب سنگ نقد شرر می‌ کشیم ما
با احترام
https://youtu.be/wP2VWLSnnW0

محمد نوشته:

خط بر جریده های هنر ی کشیم ما

کانال رسمی گنجور در تلگرام