گنجور

غزل شمارهٔ ۲۱۱۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

صد بیابان جنون آن طرف هوش خودم

اینقدر یاد که کرده‌ست فراموش خودم

ذوق آرایشم از وضع سلامت دور است

چون صدف‌ خسته دل از فکر دُر گوش خودم

حیرت از لذت دیدار توام غافل ‌کرد

چشمهٔ آینه‌ام بیخبر از جوش خودم

انتظار هوس‌ گردن خوبان تا چند

کاش صبحی دمد از موی بناگوش خودم

پرفشان است نفس لیک زخود رستن‌کو

با همه شور جنون در قفس هوش خودم

شمع تصویر من از داغ هم افسرده‌تر است

اینقدر سوختهٔ آتش خاموش خودم

نقد کیفیتم از میکدهٔ یکتایی‌ست

می‌کشم جرعه ز دست تو و مدهوش خودم

عضو عضوم چمن‌آرای پر طاووس است

به خیال تو هزار آینه آغوش خودم

بار دلها نی‌ام از فیض ضعیفی بیدل

همچو تمثال‌کشد آینه بر دوش خودم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

عالی

شمس الحق نوشته:

دوست ناشناس و قدیمی ما آنچنان در استفاده از واژگان ممسک است که انسان را دل می گیرد . آخر دوست عزیز من این “عالی” را که شما نوشته اید به صد ها معنی می توان گرفت . عالیست یا عالی نیست . چه چیز و چه کس عالیست یا عالی نیست بنده عالیم یا شما و یا بیدل دهلوی عالی است و یا این شعر بیدل عالی است و بیت اول یا همه ابیات آن عالی است یا عالی نیست و الخ .. آخر ناشناس جان کلمه اگر چه که خود به تنهایی مقام و مرتبتی والا دارد اما برای آن ساخته شده که در کلام بنشیند و کلام یعنی جمله و جمله از صرف مصدر های مختلف کلمه است که جان میگیرد و معنی می یابد و سر انجام زبان را میسازد . لطفا ً این امساک بی مورد را بس کنید و به دنیای پر رمز و راز کلام و معنی و اندیشه وارد شوید دوست عزیز من که میدانم و نثر دل انگیز شما را در سابق دیده ام و توان بالای شما را در جمله پردازی های دلفریب و نغز و پر معنی آزموده ام .

عبدالکریم(خشنود هروی کهدستانی) نوشته:

نخست سلام واحترامات بحضور همه کارمندان این سایت بس دلپذیر وپرمحتوی تقدیم است.از زحمات همهء تان دراین زمینه فعالیتهای علمی وفرهنگی بخصوص در بیدل شناسی ابراز امتنان مینمایم.قابل یادآوری میدانم،که بعضی از غزلیات حصرت بیدل(رح)،چون:گفتگو ها دارم امّا،محوتقریر خودم +با همه ایجاد خط،حیران تحریرخودم/از صریرِخامه،افسونی بگوشم خوانده اند+چون رقم،سربرخطِ آواززنجیرخودم/آیهء موهوم حالم،برنمیدارد وضوح+تانفس دارم،نفس پرداز تفسیرخودم/چون سحرپردازشوخی،ازشکستم داده اند+رنگ تاپر میزنم،نقاش تصویرخودم/نفی خویشم،عرض اثبات ست گروامیرسی+چون نفس گرد رمیدنهای نخچیرخودم/درعدم،آنسوی هستی میزنم بالِ هوس+آسمان پردازِآهنگ زمینگیرِ خودم/تاقیامت شغل اوهایم،نداردانقطاع+خوابها میبینم،وسرگرم تعبیرخودم.(تمت).ازردیف مانده است.امید است که درتکاپوی غزلیات دیگراین فیلیسوف مشرق زمین سعی وتلاش بیشتری هموطنان بخرچ دهند.و من الله التوفیق!

علی عباسی نوشته:

لیک زخودرستن کو؟
غزل غزلها
شاهکار بیدل

کانال رسمی گنجور در تلگرام