گنجور

غزل شمارهٔ ۲۰۲۳

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

کاش یک نم‌ گردش چشم تری می‌داشتم

تا درین میخانه من هم ساغری می‌داشتم

اعتبارم قطره واری صورت تمکین نبست

بحر می‌گشتم‌ گر آب گوهری می‌داشتم

دل درین ویرانه آغوش امیدی وا نکرد

ورنه با این فقر من هم کشوری می‌داشتم

شوخی نظاره‌ام در حسرت دیدار سوخت

کاش یک آیینه حیرت جوهری می‌داشتم

وسعتم چون غنچه در زندان دلتنگی فسرد

گر ز بالین می‌گذشتم بستری می‌داشتم

صورت انجام کار آیینه‌دار کس مباد

کو دماغ ناز تاکر و فری می‌داشتم

الفت جاهم نشد سرمایهٔ دون همتی

جای قارون می‌گرفتم گر زری می‌داشتم

چون نفس عشقم به برق بی‌نشانی پاک سوخت

صبح بودم‌ گر همه خاکستری می‌داشتم

انفعالم آب کرد از ناکسی هایم مپرس

خاک می‌کردم به‌راهت‌گر سری می‌داشتم

عشق بی پرواز من پروانهٔ شمعی نریخت

تا به قدر سوختن بال و پری می‌داشتم

دل به زندانگاه غفلت خاک بر سر می‌کند

کاش چشمی می‌گشودم تا دری می‌داشتم

بیدل از طبع درشت آیینه‌ام در زنگ ماند

آب اگر می‌گشت دل روشنگری می‌داشتم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام