گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۹۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

غیر از حیا چه پیش توان برد در عرق

چون اشک سعی تا قدم افشرد در عرق

با این هجوم عجز به هرجا قدم زدیم

خجلت بساط آبله ‌گسترد در عرق

بر روی ما ز شرم نموهای اعتبار

رنگی نکرد گل‌ که نیفشرد در عرق

شور شکست شیشه ز توفان‌ گذشته است

آن سنگدل مگر دلی آزرد در عرق

شبنم چه واکشد ز تماشای این چمن

ما راگشاد چشم فرو برد در عرق

گرد هوس به سعی خجالت نشانده‌ایم

کم نیست ته نشینی این درد در عرق

نومید وصل بود دل از ساز انفعال

آیینه‌ات ز ما غلطی خورد در عرق

بیدل تلاش عجز به جایی نمی‌رسد

خلقی چو شمع داغ شد و مرد در عرق

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام