گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۶۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هرکجاکردم به یاد سجده‌ات ساز رکوع

چون مه نو تا فلک رفتم به پرواز رکوع

پیش از آن کز خاک من بالد نهال زندگی

می‌رسد از بار دل در گوشم آواز رکوع

پیچ و تاب موجها یکسرگهرگردیدن است

سجده انجام است هر جا دیدی آغاز رکوع

شخص تسلیمی ز پرواز هوسها شرم‌دار

با هوا کاری ندارد سرنگون تاز رکوع

ما ضعیفان را به سامان سلیمانی بس است

سجده ایجاد نگین و خاتم انداز رکوع

گر منافق از تواضع صاحب دین می‌شود

تیغ هم خواهد نمازی شد به پرواز رکوع

راست می‌تازم چو اشک از دیده تا دامان خاک

بر نمی‌دارد دماغ سجده‌ام ناز رکوع

سرکشیها زبن ادا آغوش رحمت می‌شود

دیگر ای غافل چه می‌خواهی ز اعجاز رکوع

پیکرت خم‌ کرد پیری از فنا غافل مباش

سخت نزدیکست بیدل سجده با ساز رکوع

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام