گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۲

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

ما رشتهٔ سازیم مپرس از ادب ما

صد نغمه سرودیم ونشد بازلب ما

چون مردمک‌، آیینهٔ جمعیت نوریم

در دایرهٔ صبح نشسته‌ست شب ما

بیتابی دل آتش سودای‌که دارد

تبخال به خورشید رسانده‌ست تب ما

هستی چوعدم زین من و ما هیچ ندارد

بی‌نشئه بلند است دم؟غ طرب ما

ابرام تک و تاز غباریم درین دشت

جانی‌که نداریم چه؟د به لب ما

چون ذره پراکندگی انشای ظهوریم

جزما نقطی‌کوک؟ر‌د منتخب ما

تا معنی اسرار پری فاش توان خواند

مکتوب به‌کهسار؟رید زحلب ما

گمگشتهٔ تحقیق خود آوارهٔ وهم است

ما را بگذارید به درد طلب ما

نی قابل عجزیم نه مقبول تعین

ازننگ به آدم‌که رساند نسب ما

پیداست‌که جز صورت عنقا چه نماید

آیینه ندارد دل بیدل لقب ما

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ناشناس نوشته:

با سلام و درود

چهار مورد ایراد در برخی کاراکترهای این غزل دیده میشود. لطفا تصحیح بفرمایید

سپاس از همه ی زحمات ارزنده شما

ناشناس نوشته:

سلام
بیت ۴: دماغ طرب ما
بیت ۵: چه آید به لب ما
بیت ۶: کو که بود منتخب ما
بیت ۷: به کهسار برید از حلب ما

کانال رسمی گنجور در تلگرام