گنجور

غزل شمارهٔ ۱۸۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

تجدید سحرکاری‌ست در جلوه‌زار عنقا

صدگردش است و یک‌گل رنگ‌بهار عنقا

هرچند نوبهاریم یا جوش لاله‌زاریم

باغ دگر نداریم غیر ازکنار عنقا

سطری نخواند فطرت ز درسگاه تحقیق

تقویمها کهن‌کرد امسال و پار عنقا

آیینه جزتحیر اینجا چه نقش بندد

از رنگ شرم دارد صورت‌نگار عنقا

تسلیم‌عشق بودن مفت‌است هرچه باشد

ما را چه‌کار وکو بار درکار و بار عنقا

شهرت‌پرستی وهم تا چند باید اینجا

نقش نگین رهاکن ای نامدار عنقا

هم‌صحبتیم و ما را ازیکدگر خبر نیست

عنقا چه وانمایدگر شد دچار عنقا

نایابی مطالب معدوم کرد ما را

دیگرکسی چه یابد در انتظار عنقا

مرگ است آخرکار عبرت‌نمای هستی

غیر از عدم‌که خندد بر روزگار عنقا

زیرپرندگردون‌، رسواست خلق مجنون

عریانی‌که پوشد این جامه‌وار عنقا

گفتیم بی‌نشانی رنگی به جلوه آرد

ما را نمود بر ما آیینه‌دار عنقا

در خاکدان عبرت غیر از نفس چه داریم

پر روشناست بیدل شمع مزار عنقا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

میلاد نوشته:

بیت سوم باید باشد:

سطری نخواند فطرت از درسگاه تحقیق

کانال رسمی گنجور در تلگرام