گنجور

غزل شمارهٔ ۱۶۹۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

زهی ز روی تو آیینه آفتاب میر

نگه به سیر جبین تو موج ساغر شیر

به عالمی که تویی نارساست کوششها

وگرنه نالهٔ عاشق نمی‌کند تقصیر

بیاض شعر به توفان رود چو کاغذ باد

ز وصف زلف تو گر مصرعی کنم تحریر

ز حال ما به تغافل گذشتن آسان نیست

چو آب آینه داریم خاک دامنگیر

سپند نیم نفس بال اختیار نداشت

که بست محمل پرواز ما به دوش صفیر

ز چشم اهل تحیر نشان اشک مخواه

که کس گلاب نمی‌گیرد از گل تصویر

به زندگی چو نفس بی‌تلاش نتوان زیست

هوای راحت اگر افشرد دماغ‌، بمیر

بجاست با همه وحشت تعلق اوهام

نشد به ناله میسر گسستن زنجیر

به اشک و آه که جز دام ناامیدی نیست

چو شمع چند کنم رنگ رفته را تسخیر

فغان که بسمل محروم من به رنگ شرار

نبرد ذوق تپیدن به فرصت یک تیر

به خاک ریخت فلک بال طاقتم بیدل

به حکم هفت کمان تا کجا پرد یک تیر

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام