گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۸۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

از حقهٔ دهانش هر گه سخن برآید

آپ از عقیق ریزد در از عدن برآید

از شوق صبح تیغش مانند موج شبنم

گلهای زخم دل را آب از دهن‌برآید

از روی داغ حسرت‌ گر پنیه باز گیرم

با صد زبانه چون شمع از پیرهن برآید

بیند ز بار ‌خجلت چون تیشه سرنگونی

بر بیستون دردم‌ گر کوهکن برآید

وصف بهار حسنش‌گر در چمن بگویم

چون بلبل ازگلستان‌ گل نعره‌زن برآید

تار نگه رساند نظاره را به رویش

هرکس به بام خورشید با این رسن برآید

بیدل ‌کلام حافظ شد هادی خیالم

دارم امید آخر مقصود من برآید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمدرضا جباری هرسینی نوشته:

ابوالمعانی بیدل دهلوی این غزل را با تأسی از خواجه حافظ شیرازی در غزلی با این مطلع سروده است:

دست از طلب ندارم تا کام من برآید
یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید

محمدرضا جباری هرسینی نوشته:

در بیت سوم ، کلمه ی «پنیه» ظاهرا به جای پنبه آمده است.

علی نوروزی نوشته:

اشتباه تایپی: “آپ” از عقیق ریزد در از عدن برآید.
آب از عقیق ریزد در از عدن برآید

غلامعلی نوشته:

بیت سوم پینه صحیح است. چون با معنی بیت تناسب دارد.

کانال رسمی گنجور در تلگرام