گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۸

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بیاکه جام مروت دهیم حوصله را

به سایهٔ کف پا پروریم آبله را

به وادیی که تعلق دلیل کوشش‌هاست

ز بار دل به زمین خفته‌گیر قافله را

ز صاحب امل آزادگی چه مکان است

درین بساط‌گرانخیزی است حامله را

ز انقلاب حوادث بزرگی ایمن نیست

به طبع‌کوه اثر افزونتر است زلزله را

محبت از من و تو رنگ امیتازگداخت

تری و آب سزاوار نیست فاصله را

به‌کج ادایی حسن تغافلت نازم

که یاد اوگلهٔ ناز می‌کندگله را

چوصبح یک دونفس مغتنم شمربیدل

مکن دلیل اقامت چو زاهدان چله را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

عبدالغفار نوشته:

بیت ۳ چنین است :
ز صاحب امل ، آزادگی چه امکان است
در ین بساط ، گرانخیزی است حامله را

و بیت ۶ اینچنین:
به کج ادائیِ حسنِ تغافلت نازم
که یاد او کُلهٔ ناز میکند گله را

کانال رسمی گنجور در تلگرام