گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۵۶

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

زندگی در ملک عبرت مرگ مفلس می‌شود

خون‌نمی‌باشد در آن‌عضوی ‌که‌بیحس ‌می‌شود

طبع ناقص را مبر در امتحانگاه کمال

کم‌عیاری‌ چون محک ‌خواهد، طلا، مس‌ می‌شود

بگذر از وهم فلکتازی‌که فکر آدمی

می‌کشد خط برزمین هرگه مهندس می‌شود

کیست تاگیرد عنان هرزه‌تازان خیال

عالمی در عرصهٔ شطرنج فارس می‌شود

از دل روشن طلب شیرازهٔ اجزای عشق

پرتو شمع آشیان رنگ مجلس می‌شود

سرنگونی می‌کشد آخربه باغ اعتبار

گردنی کز تاج زرین شاخ نرگس می‌شود

از نفس باید عیار ساز الفتهاگرفت

ای ز عبرت غافلان دل با که مونس می‌شود

هرچه‌گوبی بیدل از نقص وکمال آگاه باش

معنی از وضع عبارت رطب و یابس می‌شود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام