گنجور

غزل شمارهٔ ۱۵۲۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

بعد ازینت سبزه خط در سیاهی می‌رود

ای ز خود غافل زمان خوش نگاهی می‌رود

می‌شود سرسبزی این باغ پامال خزان

خوشدلی‌هایت به گرد رنگ کاهی می‌رود

با قد خم‌گشته فکر صید عشرت ابلهی‌ست

همچو موج از چنگ این قلاب ماهی می‌رود

چاره دشوار است در تسخیر وحشت‌پیشگان

نکهت گل هر طرف گردید راهی می‌رود

جان به پیش چشم بیباکت ندارد قیمتی

رایگان این گوهر از دست سپاهی می‌رود

سرخوش پیمانهٔ ناز محیط جلوه‌ایم

موج ما از خود به دوش‌کج‌کلاهی می‌رود

نیست صابون کدورتهای دل غیر ازگداز

چون شود خاکستر از آتش سیاهی‌ می‌رود

صیقل زنگار کلفتها همین آه است و بس

ظلمت شب با نسیم صبحگاهی می‌رود

کیست‌ گردد مانع رنگ از طواف برگ ‌گل

خون من تا دامنت خواهی نخواهی می‌رود

از خط او دم مزن بیدل ‌که این حرف غریب

بر زبان خامه ی صنع الاهی می رود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام