گنجور

غزل شمارهٔ ۱۴۳۱

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هر نفس دل صدهزار اندیشه پیدا می‌کند

جنبش این دانه چندین ریشه پیدا می‌کند

اقتضای جلوه دارد این‌قَدَر تمهید رنگ

تا پری بی‌پرده‌ گردد شیشه پیدا می‌کند

شمع این محفل مرا بر سوختن پروانه‌ کرد

هرکه باشد غیرت از هم پیشه پیدا می‌کند

مرد را سامان غیرت عارضی نبود که شیر

ناخن و دندان همان در بیشه پیدا می‌کند

در زوال عمر وضع قامت پیری بس است

نخل این باغ ازخمیدن تیشه پیدا می‌کند

یأس‌ دل‌ کم‌ نیست‌ گر خواهی ز خود برخاستن

نشئه‌واری از شکست این شیشه پیدا می‌کند

حسرت پیکان او بی‌ناله نپسندد مرا

آخر این تخم محبت ریشه پیدا می‌کند

دل وفا، بلبل نوا، واعظ فسون‌، عاشق جنون

هرکسی در خورد همت پیشه پیدا می‌کند

عرصهٔ آفاق جای جلوهٔ یک ناله نیست

نی‌گره از تنگی این بیشه پیدا می‌کند

بیدل از سیر تأمل‌خانهٔ دل نگذری

نقشها این پردهٔ اندیشه پیدا می‌کند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام