گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۹۰

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

برق خطی بر سیاهی می‌زند

هالهٔ مه تا به ماهی می‌زند

سجده مشتاق خم ابروی کیست

بر دماغم کج‌کلاهی می‌زند

معصیت در بارگاه رحمتش

خنده‌ها بر بی‌گناهی می‌زند

ای عدم فرصت‌، شرارکاغذت

چشمک عبرت نگاهی می‌زند

بهر عبرت فرصتی در کار نیست

یک نگه برهرچه خواهی می‌زند

پُردلیها امتحانگاه بلاست

تیغ بر قلب سپاهی می‌زند

تا فسون بادبان دارد نفس

کشتی ما برتباهی می‌زند

بی تو گر مژگان بهم می‌آیدم

بر سر خوابم سیاهی می‌زند

بیدل از وصلی نویدم داده‌اند

دل تپیدن کوس شاهی می‌زند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام