گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۶۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

هرجا تپش شمع درین خانه نهفتند

ناموس پر افشانی پروانه نهفتند

آشفتگیی داشت خم طرهٔ لیلی

در پیچش موی سر دیوانه نهفتند

همواری از اندیشهٔ اضداد بهم خورد

چون اره دم تیغ به دندانه نهفتند

از سلسلهٔ خط خبر نقطه مپرسید

تا ریشه قدم زد به جنون دانه نهفتند

شد هستی بی‌ پرده حجاب عدم ما

در گنج عیان صورت ویرانه نهفتند

در چاک گریبان نفس معنی رازیست

باریکی آن مو به همین شانه نهفتند

نا محرم دل ماند جهانی چه توان‌ کرد

هر چند که بود آینه در خانه نهفتند

بی‌ سیر خط جام محال است توان یافت

آن جاده ‌که در لغزش مستانه نهفتند

در پردهٔ آن خواب که چشم همه پوشید

کس نیست بفهمد که چه افسانه نهفتند

کار همه با مبتذل یکدگر افتاد

فریاد که آن معنی بیگانه نهفتند

حسرت به دل از مطلب نایاب جنون‌ کرد

خمیازه عنان‌ گشت چو پیمانه نهفتند

بیدل به تقاضای تعین چه توان‌کرد

پوشیدگیی بود که در ما نه نهفتند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام