گنجور

غزل شمارهٔ ۱۳۱۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

جمعی‌که پر به فکر هنر درشکسته‌اند

آیینه‌ها به زبنت جوهر شکسته‌اند

جرات‌ستای همت ارباب فقر باش

کز گرد آرزو صف محشر شکسته ‌اند

با شوکت جنون هوس تخت جم‌ کراست

دیوانگان در آبله افسر شکسته‌اند

بیماری مواد طمع را علاج نیست

صفرای حرص در جگر زر شکسته‌اند

در محفلی‌ که سازش آفت سلامت است

آسایش‌ از دلی‌که مکرر شکسته‌اند

کم فرصتی‌کفیل شکست خمارنیست

تا شیشه سرنگون شده ساغر شکسته‌ اند

تغییر وضع ما اثر ایجاد وحشتی‌ست

دامان گل به رنگ برابر شکسته‌اند

از گردنم سرشته چه خیزد به غیر عجز

ماییم و پهلویی ‌که به بستر شکسته‌اند

اندیشهٔ غبار دل ما که می‌کند

خ‌ربان هزار آینه دز بر شکسته‌اند

محمل‌کشان برق نفس را سراغ نیست

گرد سحر به عالم دیگر شکسته‌اند

گردون غبار دیده ی همت نمی‌شود

عشاق دامن مژه برتر شکسته‌اند

پرواز کس‌ به دامن نازت نمی‌رسد

گلهای این چمن چقدر پر شکسته‌اند

بیلد‌ل همین نه ما و تو نومید مطلبیم

زین بحر قطره‌ها همه‌گوهر شکسته‌اند

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر حسین رحیمی زنجانبر نوشته:

در محفلی که «آفت سازش» سلامت است
(یعنی سالم بودن آفت سازش است و شکستگی سازش نشانه ی سلامت آن)
نکته ی دوم هم در بیت هشتم فاصله گذاری بین کلمات شعر را نامفهوم کرده. یعنی بجای مصراع ذیل:
از «گردنم سرشته» چه خیزد به غیر عجز
باید اینگونه مصراع تصحیح شود:
از گردِ «نم سرشته» چه خیزد به غیر عجز
یعنی از گردی که با نم سرشته شده است (نم کشیده و حالت گل پیدا کرده) انتظار برخاستن نداشته باش. این گرد وقتی خشک هست میتواند پرواز کند وقتی نم کشید دیگر عاجز و ناتوان از برخاستن است

کانال رسمی گنجور در تلگرام