گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

کافرم‌گر مخمل و سنجاب می‌باید مرا

سایهٔ بیدی‌کفیل خواب می‌باید مرا

معبد تسلیم و شغل سرکشی بی‌رونقی‌ست

شمع خاموشی درین محراب می‌باید مرا

تشنه‌کام عافیت چون شمع‌تاکی سوختن

ازگداز درد، مشتی آب می‌باید مرا

غافل از جمعیت‌کنج قناعت نیستم

کشتی درویشم این پایاب می‌باید مرا

آرزوهای هوس نذر حریفان طلب

انفعال مطلب نایاب می‌باید مرا

در کشاکشهای نیرنگ خال افتاده‌ام

دل جنون می‌خواهد و آداب می‌باید مرا

شرم اگرباشد بنای وهم هستی هیچ نیست

بی‌تکلف یک عرق سیلاب می‌باید مرا

دامن برچیده‌ای چون صبح کارم می‌کند

اینقدر از عالم اسباب می‌باید مرا

مشرب داغ وفا منت‌کش تسکین مباد

آب می‌گردم اگر مهتاب می‌باید مرا

تا درین محفل نوای حیرتی انشاکنم

چون‌نگه یک‌تار و صدمضراب می‌باید مرا

بی‌نیازم از رم و آرام این آشوبگاه

چشم می‌پوشم همه‌گر خواب می‌باید مرا

گریه هم‌بیدل لب خشکم چومژگان‌ترنکرد

وحشتی زین وادی بی‌آب می‌باید مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

احسان نوشته:

در بیت ششم:
در کشاکشهای نیرنگ خال افتاده‌ام
دل جنون می‌خواهد و آداب می‌باید مرا
یک اشتباه تایپی وجود داره. خیال در مصرع اول، خال نوشته شده. درستش میشود:
در کشاکشهای نیرنگ خیال افتاده‌ام
دل جنون می‌خواهد و آداب می‌باید مرا…

با تشکر از سایت وزین و زیبای گنجور…

کانال رسمی گنجور در تلگرام