گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۵

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

عبرتی‌کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا

موج این‌گوهر نمی‌دانم چه پهلو زد مرا

عمرها شد آتشم افسرده است ما نفس

خنده‌ها بسیارکردیم‌گریه آموزد مرا

زان همه‌حسرت که‌حرمان باغبارم برده‌است

می‌زند دامن نمی‌دانم کی افروزد مرا

محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان

عالمی را جمع سازم هرکه بدوزد مرا

حرف‌لعل اوخموشم کردبیدل‌عمرهاست

گبر دارد رو به محرابی‌که می‌سوزد مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد یعقوب مومند نوشته:

سلام واحترام خدمت کارگزاران صفحه وزین گنجور با تقدیر از کار فوق العاده شما در قسمت درج غزلیات ابوالمعانی بیدل رح .
البته غزل شماره ۱۱۵ مندرج صفحه گنجور با کتاب غزلیات بیدل چاپ عکسی از روی نسخه کابل که انتشارات فروغی در سال ۱۳۸۱ منتشر نموده است تفاوت دارد . باین معنی ابیات به اصطلاح (پس و پیش ) گردیده است.
اینک غزل فوق الذکر از روی کتاب غزلیات ابوالمعانی رح تحریر گردید امید اصلاح گردد. بااحترام
محمدیعقوب مومند

محمد یعقوب مومند نوشته:

عبرتی‌کو تا لب از هذیان به هم دوزد مرا
خنده‌ها بسیارکردم‌گریه آموزد مرا
عمرها شد آتشم افسرده است اما نفس
میزند دامن نمیدانم کی افروزد مرا
زان همه‌حسرت که‌ حرمان باغبارم برده‌است
عالمی را جمع سازد هرکه اندوزد مرا
محرم آن شعله خویم جانب دیرم مخوان
گبر دارد رو به محرابی‌که میسوزد مرا
حرف‌لعل اوخموشم کردبیدل‌عمرهاست
موج این‌گوهر نمی‌دانم چه پهلو زد مرا

کانال رسمی گنجور در تلگرام