گنجور

غزل شمارهٔ ۱۱۰۹

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

زین شیشهٔ ساعت ‌که مه و سال برآورد

گرد عدم فرصت ما بال برآورد

عمری ز حیا زحمت اوهام ‌کشیدیم

ما را خم دوش مژه حمال برآورد

زین وضع پریشان که عرق‌ریز نمودیم

آیینهٔ ما آب ز غربال برآورد

چون آبله در خاک ادبگاه محبت

باید سر بی‌ گردن پامال بر آورد

جز خارق معکوس مدان ریش و فش شیخ

آدم خریی‌کرد ، دم ویال برآورد

بر اهل فنا خرده مگیرید که منصور

باگردن دیگر سر اقبال برآورد

در صافی دل شبههٔ تحقیق نهان بود

چون زنگ نماند آینه تمثال برآورد

سودی که من اندوختم از هیچ متاعی

کم نیست که از منت دلال برآورد

آهم ز رفیقان سفرکرده سراغیست

از جیب من این قافله دنبال برآورد

طاووس من از باغ حضور که خبر یافت

کز رنگ من آیینه پر و بال برآورد

فریاد که راز تب عشقت بنهفتم

چون شمعم ازین دایره تبخال برآورد

تا کی به رقم تازه کنم شکوهٔ احباب

خشکی زدماغ قلمم نال برآورد

بیدل علم از معنی نازک نتوان شد

موچینی ‌ما را همه جا لال بر آورد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام