گنجور

غزل شمارهٔ ۱۰۸۷

 
بیدل دهلوی
بیدل دهلوی » غزلیات
 

از تغافل زدنی ترک سبب بایدکرد

روز خود را به غبار مژه شب باید کرد

گرد وارستگی‌هکوی فنا باید بود

خاک در دیدهٔ اندوه ظرب باید کرد

همچو آیینه اگر دست دهد صافی دل

جوهر ناطقه شیرازهٔ لب باید کرد

کهنه مشق خط امواج سرابیم همه

عینک از آبلهٔ پای طلب باید کرد

اشک اگر شیشه از این دست بهم برچیند

مژه را روکش بازار حلب باید کرد

تا شودطبع توآیینهٔ تحقیق وفا

خلق را صیقل زنگار غضب باید کرد

دم صبحی مگر افسون تباشیر دمد

شمع ما را همه شب خدمت تب باید کرد

دیده‌ای را که چمن‌پرور دیدار تو نیست

به تماشای‌گل و لاله ادب باید کرد

آنقدر شیفتهٔ نرگس خمّار توام

که‌.ز خاکم به قدح آب عنب باید کرد

یک تحیر دو جهان در نظرت می‌سوزد

آتش از خانهٔ آیینه طلب بایدکرد

دل و دانش همه در عشق بتان باید باخت

خویش را بیدل دیوانه لقب بایدکرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

منصور محمدزاده نوشته:

خواهشمند است مورد زیر را اصلاح فرمایید:
نادرست:
آنقدر شیفتهٔ نرگس خمّار توام
که‌.ز خاکم به قدح آب عنب باید کرد
درست:
آنقدر شیفتهٔ نرگس خمّار توام
که‌ ز خاکم به قدح آب عنب باید کرد

مهدی نوشته:

لطفا اصلاح فرمایید :

گرد وارستگی‌کوی فنا باید بود

خاک در دیدهٔ اندوه طرب باید کرد

کانال رسمی گنجور در تلگرام