گنجور

مسمطات

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » مسمطات
 

خمریه: انگور شد آبستن هان ای بچۀ حور

شکوه: زال زمستان‌ گریخت از دم بهمن

در مدح امیرمؤمنان (‌ع‌): ای نگار روحانی‌، خیز و پرده بالا زن

پند سعدی: پادشاها ز ستبداد چه داری مقصود

فتح تهران: مژده که آمد برون خاطر ما ز انتظار

کار ما بالاگرفت‌!: شاه نو بر تختگه ماواگرفت

تهنیت فتح آذربایجان: فلق لیل‌الفراق‌، وریح وصل تفوح

امان از من و تو: هیچ دانی که چه کردیم به مادر من و تو

در منقبت حضرت حجة (‌ع‌): مژده که روی خدا ز پرده برآمد

حسین (‌ع‌): شب است و بساط عیش، به خوبی مرتب است

بلدی: چار ماه است که مهمل شده کار بلدی

وطن در خطر است: مهرگان آمد و دشت و دمن در خطر است

ایران مال شماست: هان ای ایرانیان‌! ایران اندر بلاست

اعلان جنگ: مه شوال بیاراست سپاهی ز انجم

مسمط موشح (در دو معنای متضاد: در ظاهر موافقت با جمهوری، از برداشتن کلمات اول سه مصرع اول هر بند با مصرع چهارم غزلی در مخالفت): جمهوری -‌ایران چو بود عزت احرار

جمهوری نامه: چه ذلت‌ها کشید این ملت زار

کهنه شش هزار ساله: ای گلبن زرد نیم مرده

تا کی و تا چند؟: ای وطن‌خواهان‌سرگشته وحیران‌تاچند

ای سعادت: انسان‌

مولودیه: امروز خدایگان عالم

سعدی: سعدیا چون تو کجا نادره گفتاری هست

تضمین قطعهٔ سعدی: شبی درمحفلی با آه وسوزی