گنجور

شمارهٔ ۷۷ - کل و کلاه

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » مثنویات
 

کلی را سر از زخم ناسور بود

ز خارش توانش ز تن دور بود

کنار یکی نهر، خارید سر

کلاهش فتاد اندر آن نهر در

بجنبید و بشتافت بر طرف آب

ولی آب را زو فزون‌ بُد شتاب

کله گه بغلطید وگه شد به‌اوج

به فرجام گم گشت در زیر موج

چو نومید شد کل ز صید کلاه

برون قاه قاه و درون آه آه

به ‌یاران چنین گفت‌: کاین رشک لاخ

برای سرم بود لختی فراخ

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد رضا نوشته:

معنی رشک لاخ که برای کلاه در نظر گرفته شاعر در هیچ فرهنگی یافت نشد و نوشته بودند رشک یعنی حسود و غار وبرای لاخ نوشته شده پسوند مکان مانند سنگلاخ یا دیو لاخ

شمس شیرازی نوشته:

محمد رضا گرامی،
رشک لاخ است رشک با صدای زیر که تخم شپش را میگویند. مکان و محل شپش و تخم هایش رشک زار

کانال رسمی گنجور در تلگرام