گنجور

عروسی

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » دل مادر
 

خواستگار آمد و با رنج دراز

خوانده‌ شد خطبه ‌و شد عقد فراز

خیمه کشت ازگل روبش گلشن

ناقه کشتند و شد آتش روشن

زان عروسی و از آن دامادی

مادرش کرد فراوان شادی

لیک از آغاز، عروس بدخوی

سر گران داشت بدان مادرشوی

زال خندان به تماشای عروس

آن جفاپیشه رخ از قهر عبوس

زال اگر رفتی و شیر آوردی

دختر از قهر بر آن تف کردی

زال اگر آب کشیدی ز غدیر

دختر آن آب فشاندی به کوبر

زال نان پختی و خوان بنهادی

دختر آن نان به ستوران دادی

پسر آوردی اگر صید ز راه

متعفن شدی اندر خرگاه

زان که گر زال زدی دست بر او

دختر آن لقمه نبردی به گلو

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام