گنجور

حبس شدن بهار بار دیگر

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان
 

دشمن بنده بود «‌درک‌هی‌»

دل ز من کنده بود «‌درگاهی‌»

بهرمن تیغ کینه آخته بود

لیک نیکو مرا شناخته بود

زان به حبسم فزون‌تر از یک ماه

با همه دشمنی نداشت نگاه

هست بیگانه «‌آیرم‌» با من

نیست با من نه دوستی نی دشمن

مار بهتر ز دشمن خانه

دشمن خانه به ز بیگانه

دشمن خانه روز بدبختی

بنهد دشمنی و سرسختی

چون که آرد ز دوستی‌ها یاد

خواهد از دست‌، تیغ کینه نهاد

لیک بیگانه را خیال تو نیست

در پی شادی و ملال تو نیست

خاصه بیگانه‌ای که میر بود

در دلش کی غم اسیر بود

او چه داند به کس چه می گذرد

به اسیر قفس چه می‌‎گذرد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام