گنجور

در فواید اختصاص و تقسیم کارها میان مردم دانا

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » منظومه‌ها » کارنامهٔ زندان
 

نیک بـنگر بـدان بـنای بلند

چون که معمار طرح آن افکند

آن یکـی آجرش تمام کـند

دگری نیز خشت خام کند

آن یکی آهکش کند غربال

وان دگر خاکش آورد به جوال

آن یکی پی فکند و جرز کشید

وان دگر طاق بست و گچ مالید

درگر است‌این و اوست سنگتراش

وان بود ربزه کار و آن نقاش

چون که‌ هرکس ‌به کار خود پرداخت

گشت پیدا عمارتی نو ساخت

زین قبیل است علم‌های جهان

خبرگی باید ازکهان و مهان

آن که هم در زیست و هم قناد

باز آرد به هر دوکار فساد

جامهٔ خلق از اوست شهداندود

پشمکش نیز هست پشم‌آلود

کار دانا یکی بود پیوست

برد نتوان دو هندوانه به‌دست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام