گنجور

شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قطعات
 

نماند درد و درمان هم نماند

نماند وصل و هجران هم نماند

بهارا غم مخورکاندر زمانه

نماند عیش و خذلان هم نماند

به تهران در منال ازیاد استخر

که رفت استخر وتهران هم نماند

شود ایران بسی آباد و ویران

همان آباد و وبران هم نماند

نپاید چین و ژاپون هم نپاید

نماند روس و آلمان هم نماند

نماند انگلیسی خردمند

همان هندوی نادان هم نماند

بمیرد مرغ و ماهی هم بمیرد

نماند وحش و انسان هم نماند

اگرچه دیر ماند نام نیکو

سرانجام ای پسر آن هم نماند

بتوفد پردهٔ این نجم ساکن

زمین گرد گردان هم نماند

بر این افراشته سقف مرصع

قنادیل فروزان هم نماند

بجز یک‌ذات کاصل کاینات است

صور و اسماء و اعیان هم نماند

بد و خوب‌ جهان اندر زوال است

پس‌ این‌ جنگ و جدال ما خیال ‌است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام