گنجور

شمارهٔ ۴۴ - قول و غزل

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قطعات
 

ادیب‌الممالک ز طبع شکرزا

سوی بنده قند و عسل می‌فرستد

طمع‌دار روحم من از صحبت او

وی از شعر نعم‌البدل می‌فرستد

به قوس از برایم غزل می‌سراید

به جد از برایم حمل می‌فرستد

به شیرینی کام تریاک‌خواران

شکرها زقول وغزل می‌فرستد

غذا می‌فرستد دوا می‌فرستد

عسل می‌فرستد مثل می‌فرستد

ز افزون هدایا ز موجز قصاید

فزون وفره قل ودل می‌فرستد

دلم شد علیل از گزند حوادث

ز تریاق دفع علل می‌فرستد

به تسکین این قلب آشفته من

ز حکمت‌سطور و جمل می‌فرستد

تو گویی خدا آیت صلح کل را

سوی‌جنگ‌بین الملل می‌فرستد

ببال ای فرهمند دانا که گردون

نویدت به‌جاه و محل می‌فرستد

به جاه تو قدر و علو می‌فزاید

به جاه عدویت خلل می‌فرستد

فروپوش عیبش به ذیل عطوفت

بهار ار سخن مبتذل می‌فرستد

همین‌است‌حسنش که‌درحضرت‌تو

نه مسروق ونی منتحل می‌فرستد

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

دشتی نوشته:

با سلام به نظر بنده در مصراع دوم از بیت سوم باید به جای کلمه جد — جدی درست تر باشد که نام یکی از برج ها است وبا کلمات قوس و حمل تناسب دارد

کانال رسمی گنجور در تلگرام