گنجور

شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قطعات
 

ای مدیری که ز نوک قلمت

تیر در دیدهٔ اهل نظرست

هیکل نحس تو و اخلاقت

هر یکی از دگری زشت‌ترست

تویی آن حلقهٔ مفقوده که او

بین بوزبنه وجنس‌ بشرست

هرگزافی که به عالم علمست

هر دروغی که به گیتی سمرست

در سیه‌نامهٔ تو مندرجست

در ورق‌پارهٔ نو منتشرست

فکرهای کج و بی‌معنی تو

همچو احکام ستاره شمرست

هرکرا مدح کنی منفعلست

هرکرا قدح کنی مفتخرست

با تو ای مظهر خر، چتوان کرد

تف به گور پدر هرچه خرست‌!

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام