گنجور

قطعات

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قطعات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع که بادش دولت و اقبال همراه مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها «ت» است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | ج | د | ر | ز | س | ش | ص | گ | ل | م | ن | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱ - ترجمه یک شعرترکی: هرکرا دوست شدم دشمن جان گشت مرا

شمارهٔ ۲ - کریم و لئیم: باشدکه پای سفله به گنجی فرو رود

شمارهٔ ۳ - تاریخ وفات ایرج میرزا: سکته کرد و مرد ایرج میرزا

شمارهٔ ۴ - در مرثیه و مادهٔ تاریخ فوت پدر: دربغ و درد که از کید فتنهٔ گردون

ب

شمارهٔ ۵ - هشت شاعر در عرب و عجم: هشت تن در هشت معنی شهره‌اند اندر ادب

شمارهٔ ۶ - مادر ذوق و ادب: مادر باباشمل رفت از جهان

شمارهٔ ۷ - در هجو روزنامهٔ اصفهان و نامهٔ ناهید: گو، ز من باد سحرگه به صفاهانی زشت

شمارهٔ ۸: اگر مدار بهم نیست کار آتش و آب

ت

شمارهٔ ۹ - قدرت روح: رفیقی داشتم بل اوستادی

شمارهٔ ۱۰ - شوری‌: هرکه او نغمهٔ شوری بنواخت

شمارهٔ ۱۱ - خانهٔ آخرت: بنده را جایگه دو داد خدای

شمارهٔ ۱۲ - انتخابات: دوش در انجمن رای‌فروشان‌، یکتن

شمارهٔ ۱۳ - در وصف مجلهٔ فروغ تربیت: به باغ در، به مه دی خمیده خاربنی

شمارهٔ ۱۴ - کجاست‌؟: خارندگلبنان‌، چمنا پس گلت کجاست

شمارهٔ ۱۵ - براثر توقیف روزنامه نوبهار: پادشاها همی نگویی هیچ

شمارهٔ ۱۶ - فتنه بیدار شد: یارم از خوابگاه من برخاست

شمارهٔ ۱۷ - صفای هر چمن: خلیل‌زادهٔ آزاده‌ای که دیرگهیست

شمارهٔ ۱۸ - دختر ناکام: چه شد که نرگس مستش ز آب دیده تر است

شمارهٔ ۱۹ - بعد ازکناره گیری از وزارت: غداری و مکاری و زور از من دور است

شمارهٔ ۲۰ - در وصف دانا و جاهل: گرت اندر صفت جن و ملک هیچ شک است

شمارهٔ ۲۱ - در وصف جواهر لعل نهرو نخست‌وزیر فقید هند: ازجواهر،‌لعل‌خوش‌تر زان که‌ همرنگ‌ دل‌ است

شمارهٔ ۲۲ - طاق نصرت: این که بینی در مقابل‌،‌ نیست آن قوس قزح

شمارهٔ ۲۳ - در زندان: کردم عبور دی ز در شعبهٔ چهار

شمارهٔ ۲۴ - اخلاق: چشم بهی مدار از این بدسگال قوم

شمارهٔ ۲۵ - به یکی از مدیران جراید: ای مدیری که ز نوک قلمت

شمارهٔ ۲۶ - از یک غزل: گرم به خنجر بیداد خون بریزد دوست

شمارهٔ ۲۷ - به شاهزادهٔ نصرهٔالدوله: ای حضرت والا تو نه جنی نه فرشته

شمارهٔ ۲۸ - در زندان شهربانی: بگرفتم آفتابه که گیرم ره مبال

شمارهٔ ۲۹ - به منکر عشق: سختم عجب آید ز خلقت زن

شمارهٔ ۳۰ - صفاهان اگر نیست شیراز هست: جهادا فراموش کردی مرا

شمارهٔ ۳۱ - در دوران گرفتاری: بدتر ز دورویی به جهان منقصتی نیست

شمارهٔ ۳۲ - به مناسبت سقوط امپراتوری عثمانی: فغان که ترک مرا تیره گشت رومی روی

شمارهٔ ۳۳ - شکوه: فلان سفیه که بر فضل من نهاد انگشت

شمارهٔ ۳۴ - شوخ‌چشم پاریسی: دیشب آن شوخ‌چشم پاریسی

شمارهٔ ۳۵ - شعرو نظم: شعر دانی چیست‌، مرواربدی از دیای عقل

شمارهٔ ۳۶ - گل سرخ‌: دوش زندانبان بگشاد در و با من گفت

شمارهٔ ۳۷ - پروانه: آن شمع دل‌افروز من از خانهٔ من رفت

شمارهٔ ۳۸ - خطاب به شاه: هرکسی را به بر شاه جهان واسطه‌ایست

ج

شمارهٔ ۳۹ - برف: ابری به خروش آمد چون قلزم مواج

د

شمارهٔ ۴۰ - آشوب بغداد: چو ازگشت زمان آلمان و اتریش

شمارهٔ ۴۱ - لشکر منهزم: به کشتزار نگه کن که در برابر باد

شمارهٔ ۴۲ - ونیز: شد سیه‌پوش از غم مرگ صبا بدرالملوک

شمارهٔ ۴۳ - هدیهٔ دوست در زندان: حضرت سالار بهر مرغ گرفتار

شمارهٔ ۴۴ - قول و غزل: ادیب‌الممالک ز طبع شکرزا

شمارهٔ ۴۵ - پافشاری میخ: پافشاری و استقامت میخ

شمارهٔ ۴۶ - بدان و بگوی: سخن چوگویی سنجیده گوی در مجلس

شمارهٔ ۴۷ - ماده تاریخ مرگ صبا: صبا روزی که عصرش کرد سکته

شمارهٔ ۴۸: دل موری میازار ار چه خرد است

شمارهٔ ۴۹ - طلب آمرزش: عمری به باد رفت و به جا ماند این کتاب

شمارهٔ ۵۰ - قطعه: در خوردن بشر خاک از بس که حرص دارد

شمارهٔ ۵۱ - در هجو مردی کوسج و کچل: به ‌پوز این مجیدک ریش گویی

شمارهٔ ۵۲ - غم وطن: نه هرکه درد دیار و غم وطن دارد

شمارهٔ ۵۳ - تاریخ وفات «‌مستغنی‌» دانشمند افغان: آه کامسال آسمان در خطهٔ افغان زمین

شمارهٔ ۵۴ - قطعهٔ هندی: بنگر برنج را که به چندین حقارتش

شمارهٔ ۵۵ - خیرات محمدی: در عهد شهنشه خردمند

شمارهٔ ۵۶ - در مرثیهٔ عشقی: وه که عشقی در صباح زندگی

شمارهٔ ۵۷ - قوهٔ برق و کهربا: سال‌ها در فرنگ می گفتند

شمارهٔ ۵۸ - در مذمت خاموش: خمش‌منشین‌و چون مردم سخنگوی

شمارهٔ ۵۹ - جای زحمت: بی‌زحمت و دردسر چه جاییست

شمارهٔ ۶۰ - بد مکن: بد نکند هیچ کس به مردم و هم نیز

شمارهٔ ۶۱ - جایزهٔ جواب دماوندیه: بگفتم چامه‌ای بهر دماوند

شمارهٔ ۶۲ - حسب حال: شه شبهه نمود درحق من

شمارهٔ ۶۳ - تاریخ بنای دبیرستان پهلوی در شهر بابل: در زمان پهلوی شاهنشه ایران‌، کزو

شمارهٔ ۶۴ - از یک مضمون عربی: چون همه درکینه با من چرخ نیلی‌رنگ شد

شمارهٔ ۶۵ - اشک غم: حسین دانش آن سرخیل ابرار

شمارهٔ ۶۶ - بهار و تیمورتاش‌: صدر اعظم حضرت تیمورتاش

شمارهٔ ۶۷ - صبر و ثبات: مرد باید که ز گشت فلک و اختر

شمارهٔ ۶۸ - به یادگار در دفتر یکی از دوستان نوشته شد: چه یادگار نوبسم من اندرین دفتر

شمارهٔ ۶۹ - مطایبه: بهر بهار بازو وکون وکفل نماند

شمارهٔ ۷۰ - این هم نماند: نماند درد و درمان هم نماند

شمارهٔ ۷۱ - به مناسبت کوتاه کردن زنان گیسوان خود را: شنیدم در امربکا گروهی

شمارهٔ ۷۲ - در هجو یکی از زن‌های تهران: هر شب میان خانه افسر زن

شمارهٔ ۷۳ - نور مخفی: دانشوران غرب نمودند اختراع

شمارهٔ ۷۴ - خون ناحق‌!: باد صبا خوش است شهیدان رشت را

شمارهٔ ۷۵ - قطعه‌: آسمان با کسی وفا نکند

شمارهٔ ۷۶ - غول: بنگر آن غول راکز هول او

شمارهٔ ۷۷ - از ما چه می‌خواهند؟: به حیرتم که اجانب ز ما چه می‌خواهند

شمارهٔ ۷۸ - زبان سرخ: درست گوی و به هنگام گوی و نیکوگوی

شمارهٔ ۷۹: بنگر بدان درخش که با قوت شمال

شمارهٔ ۸۰ - در مرگ پروین: نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب

شمارهٔ ۸۱ - لطیفه: مثقلی با من ز روی طنز گفت

شمارهٔ ۸۲ - جهد و کوشش: اهتمام و شوق اگر یاور شود

شمارهٔ ۸۳ - پند پدر: آن که کمتر شنید پند پدر

شمارهٔ ۸۴ - سنبل‌های هلندی: سنبل صد برگ رنگارنگ پنداری مگر

شمارهٔ ۸۵ - فیض شمال‌: ز البرز بزرگ در شمال ری

شمارهٔ ۸۶ - در ذم یکی ز عمال آستان قدس رضوی که بهار را در مشهد تکفیرکرده بود: ای جناب میرزا .. از بهر چه

شمارهٔ ۸۷ - جواب تبریک شوریده به فرمانفرما: قطعهٔ شعر ز شوریده شنیدم که در آن

ر

شمارهٔ ۸۸ - تربت سیدالشهدا(‌ع‌): حبذا خاک روان‌بخش و زهی تربت پاک

شمارهٔ ۸۹ - تسلیت: خواجهٔ فرخ سیر محمد دانش

شمارهٔ ۹۰ - زبان مادر: والدین ار به روی فرزندان

شمارهٔ ۹۱ - ماده تاریخ بنای هنرستان دختران زردشتیان: به عهد شاه محمدرضا که بر سر او

شمارهٔ ۹۲ - بهترین دوست کتابست: رنج و زحمت طلبی‌، باش معاشر با خلق

شمارهٔ ۹۳: برکش مراکه گوهر شمشیر آبدار

شمارهٔ ۹۴ - در هجو «‌بهاء‌» نامی گفته شده: بشنید بها شعر دل‌افزای بهار

شمارهٔ ۹۵ - مشت پس از جنگ: چون خصم قوی گشت از او دست نگهدار

شمارهٔ ۹۶ - ای دختر: تکیه منمای به حسن و به ‌جمال ای دختر

شمارهٔ ۹۷ - شوخ فارسی: مژه از سر نیزهٔ فوج بهادر تیزتر

شمارهٔ ۹۸: میوه به صفاهان در و رامش به ری اندر

شمارهٔ ۹۹ - در خواب گفته است: دو علم است معلوم نزد بشر

شمارهٔ ۱۰۰ - ثروت - زن - کردار : داشت‌ شخصی ‌از همه‌ عالم‌ سه‌ دوست

شمارهٔ ۱۰۱ - در وصف بینش نامی که مژگانی سفید و چشمانی کم‌ دید داشت: آن چشم‌ سفیدی که بود چشمش کور

شمارهٔ ۱۰۲: غذای میر ندیدم ولی به گاه غذا

ز

شمارهٔ ۱۰۳ - عجب غنا -‌ ذل نیاز: یکی نصیحت آزادگان ز جان بپذیر

شمارهٔ ۱۰۴ - حکمت: خواجه برفت و خفت به خاک وتو ز ابلهی

س

شمارهٔ ۱۰۵ - دل خودکامه: کاش بودم زان کسان کاندر جهان

شمارهٔ ۱۰۶ - سر و ته یک کرباس: ای بزرگان به من جواب دهید

شمارهٔ ۱۰۷ - در وقعهٔ مهاجرت آزادی‌خوآهان به قم و شکستن دست بهار: فعل در راستی گواهم بس

ش

شمارهٔ ۱۰۸ - مردمان لئیم: این ناکسان که کوس بزرگی همی زنند

شمارهٔ ۱۰۹ - مطلع عزل: ای نازدانه یار سر از مهر بازکش

شمارهٔ ۱۱۰ - منت از مردمان پست مکش: ای برادر ز بهر لذت نفس

شمارهٔ ۱۱۱ - یک تشبیه جالب: بنگر به گردن کج و چشمان احولش

شمارهٔ ۱۱۲ - در ذم حاجی ارزن‌ فروش: گو، ز من بر حاجی ارزن‌ فروش

شمارهٔ ۱۱۳ - حالت مردم دنیا: زبن خداوندان گر یک تن بیتی گوید

شمارهٔ ۱۱۴ - دختر فقیر: دختری خرد بدیدم به گدایی مشغول

شمارهٔ ۱۱۵ - ضلال مبین: دیدم به بصره دخترکی اعجمی نسب

ص

شمارهٔ ۱۱۶ - میرزا طاهر تنکابنی: ای دربغا میرزا طاهرکه بود

گ

شمارهٔ ۱۱۷ - بعد از هجرت قوام ا‌لسلطنه در : رفت از ایران قوام‌ السظه زانک

شمارهٔ ۱۱۸ - قطعه‌ در وصف وثوق‌الدوله: شاد باش ای وثوق دولت و دین

ل

شمارهٔ ۱۱۹ - به قول خویش عمل کن: به هر سخن که شنیدی گمار دل زنهار

م

شمارهٔ ۱۲۰ - خدمت استاد: هرکه خواهدکه ادیبی کند از روی کتاب

شمارهٔ ۱۲۱ - در هجو پنیر و زیتون: حاجی قیطونی از زیتون بی‌ معنای تو

شمارهٔ ۱۲۲ - قطعهٔ دیگر به همان مناسبت (خطاب به استاد جلال همایی): همای فضیلت همایی که او را

شمارهٔ ۱۲۳ - قطعه‌ (خطاب به استاد جلال همایی): به گلگشت جنان گل می‌فرستم

شمارهٔ ۱۲۴ - گله از قوام‌السلطنه: من با تو حق صحبت دیرینه داشتم

شمارهٔ ۱۲۵ - وزیر بی پول: به صاحبقرانیه جزء وزیران

شمارهٔ ۱۲۶ - نسب‌نامه بهار: منت خدای را که من از نسل برمکم

شمارهٔ ۱۲۷ - زرین جوشنم: این شنیدم بینشا در بزم رندان گفته‌ای

شمارهٔ ۱۲۸: ز خوبرویان بر من همی گذشت ستم

شمارهٔ ۱۲۹ - ترجمه یکی از قطعات ژان ژاک روسو: چون سرابند سفلگان از دور

شمارهٔ ۱۳۰ - آش کشک: چندکار سخت و مشکل را برایت بشمرم

شمارهٔ ۱۳۱ - در پیشگاه آستان قدس رضوی: تبارک الله از این فرخ آستان که بود

شمارهٔ ۱۳۲ - بهشت بی‌احباب - در سویس هنگام معالجه گفته است‌: دیده‌ای کس درون خلد مقیم

شمارهٔ ۱۳۳: سودهٔ سیم همی پاشد بر دشت‌، نسیم

ن

شمارهٔ ۱۳۴ - عز من قنع: گفتند فروتن شو تا زر به کف آری

شمارهٔ ۱۳۵ - تسلیت به سردار معزز حکمران بجنورد هنگامی که مادر او و مهرالسلطنه همسرش در یک زمان بدرود حیات گفتند: مگِری سردار، زان که گریه و زاری

شمارهٔ ۱۳۶ - گیو تاجر: گیو تاجر نموده این اوقات

شمارهٔ ۱۳۷ - قطعهٔ الحاقی در پاسخ فانی سمنانی: فانی‌، کز زادن چنو سخن آرای

شمارهٔ ۱۳۸ - در سوگ پدر: دربغ و دردکه ازکید چرخ و فتنه دهر

شمارهٔ ۱۳۹ - نالهٔ ملت: هست صوتی بس مهیب و خوفناک

شمارهٔ ۱۴۰ - سیاست: چون پیشه‌ای شدست سیاست به‌ملک ری

شمارهٔ ۱۴۱ - تاریخ موزه: در عهد شهنشاه جوانبخت رضا شاه

شمارهٔ ۱۴۲ - ابر و شفق: کربم و باذل ابری برآمد از بر کوه

شمارهٔ ۱۴۳ - در تحمل نکردن زور: دو رویه زبر نیش مار خفتن

شمارهٔ ۱۴۴ - وعدهٔ مادر: شنیده‌ام پسری را جنایتی افتاد

شمارهٔ ۱۴۵ - دین و وطن: زمانه کرد چو در بر شعار دین و وطن

شمارهٔ ۱۴۶ - دو نامهٔ منظو‌م (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود): سر حلقهٔ صاحبدلان حسین

شمارهٔ ۱۴۷ - قطعهٔ دوم (خطاب به حاجی حسین آقا ملک که از بهار کتابی خریده بود و ادای قیمت آن به درازا کشیده بود): سر دفتر آزادگان حسین

شمارهٔ ۱۴۸ - و نیز در هجو بها نامی: زین بیش بها مجوی آزردن من

شمارهٔ ۱۴۹ - مونس پدر: ای دختر خوب نازنین من

شمارهٔ ۱۵۰ - شکایت از بچه‌ها: فکر مرا سخت مشون کند

شمارهٔ ۱۵۱ - دریغ و آه امین: دریغ و درد که در عین نیکخواهی و مهر

ه

شمارهٔ ۱۵۲ - تاریخ تونل راه لرستان: به عهد پهلوی شاه جوانبخت

شمارهٔ ۱۵۳ - در مرثیه و تاریخ فوت ملک‌الشعرا صبوری: گفتم به‌ دل چرا طربت شد بدل به غم

شمارهٔ ۱۵۴ - نی و بلوط: با نی گفتا بلوط شرمت باد

شمارهٔ ۱۵۵ - در سفر استعلاجی سوییس گفته است: تا هست همی خوریم باده

شمارهٔ ۱۵۶ - در عزل ناصرالدین میرزا و نصب کامران میرزا به ایالت خراسان: از چاه عموی شه اگر جست خراسان

شمارهٔ ۱۵۷ - خطاب به محمدعلی شاه که قشون روس را به داخلهٔ کشور دعوت کرده بود: پادشاها نصیحتم شنو

شمارهٔ ۱۵۸ - بهار در خراسان: دلم از مردم ری سخت ملول است که نیست

شمارهٔ ۱۵۹ - در تهدید و تقاضا: ای فلک رتبه شریف السلطان

شمارهٔ ۱۶۰ - در وحدت وجود: چندین هزار آینه بینی پر از نقوش

ی

شمارهٔ ۱۶۱ - حرکت جوهری: گفت صوفی تن بود زندان جان

شمارهٔ ۱۶۲ - انسان سازی: مرا درست به یاد اندرست عهد صبی

شمارهٔ ۱۶۳ - قطعهٔ کابوسیه: عدل کن عدل که گفتند حکیمان جهان

شمارهٔ ۱۶۴ - جواب روزنامه انگلیسی شرق نزدیک: گویند مرکز وطن ما بود خراب

شمارهٔ ۱۶۵ - آسمان پیما: ویحک ای مرغ آسمان‌ پیمای

شمارهٔ ۱۶۶ - جواب به افسر: افسرا قطعهٔ تو را خواندم

شمارهٔ ۱۶۷ - شوخی در پارلمان: دوش گفتم به دست غیب وکیل

شمارهٔ ۱۶۸ - تازی - ترک - کسروی: ای تازی‌! ترک معنوی از چه شدی

شمارهٔ ۱۶۹ - ترجمهٔ قطعه ا‌ی از محمد جریر طبری: گر هیچ دلم راز به یاران بگشودی

شمارهٔ ۱۷۰ - آرزوی محال: گر به آزادی زبان بودی

شمارهٔ ۱۷۱ - کار خرد و بزرگ: سینهٔ خویش کن فراخ و سترگ

شمارهٔ ۱۷۲ - به یکی از رقبای سیاسی: آقای جلیل بی‌جلالی و فری

شمارهٔ ۱۷۳ - سنجر و امیر معزی: شنیده‌ای تو که سنجر به عمد یا به خطا

شمارهٔ ۱۷۴ - تاریخ لغو امتیاز دارسی: مانده بود از امتیاز دارسی

شمارهٔ ۱۷۵ - تاریخ دبیرستان فردوسی مشهد: بنام ایزد که نو شد در جهان عنوان فردوسی

شمارهٔ ۱۷۶: خون سیاوش ریز در کف موسی

شمارهٔ ۱۷۷ - در سپاسگزاری: ابوسعید که اوراست اختر مسعود

شمارهٔ ۱۷۸ - در تقاضای دو اسب به عاریه: ای خواجه آزاده که مفتون توکشتند

شمارهٔ ۱۷۹ - در هجو کسی که بهار را حبس کرد: من و تو هر دو ای

شمارهٔ ۱۸۰ - شیر باش نه کژدم: تندی مکن که رشتهٔ چل ساله دوستی

شمارهٔ ۱۸۱ - در وصف محبس: سهمگین‌ سمجی چو تاری مسکنی

شمارهٔ ۱۸۲ - تربیه طبیعی: غرٌنده و سهمناک و توفنده

شمارهٔ ۱۸۳ - جوابی به قطعه محمود فرخ: بهار قطعهٔ فرخ شنید وخرم گشت

شمارهٔ ۱۸۴: دوش آمد پی عیادت من

شمارهٔ ۱۸۵ - بهار شیروانی: به شهر شروان بُد شاعری بهار بنام

شمارهٔ ۱۸۶ - در جستجوی جوانی: سحرگه به راهی یکی پیر دیدم

شمارهٔ ۱۸۷ - بدبینی: نگرجزخوب صد درصد نبینی

شمارهٔ ۱۸۸ - لغز: آن خوبروی دلبر همچون سبیک زر

شمارهٔ ۱۸۹ - زینت مرد: زینت مرد به عقل است و هنر

شمارهٔ ۱۹۰ - نیکنامی: چون برکه‌های دشت عرب دان تو حال خلق