گنجور

شمارهٔ ۸۲

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم

بزمی آراسته و شرب مدامی بکنیم

نیک فالی است که در غرّهٔ شوال به مهر

ماه را نو به خط سبز غلامی بکنیم

مفتی شهر خراب از می نابست بیا

کاقتدایی ز ارادت به امامی بکنیم

لله الحمد که این عاشقی و شرب مدام

نگذارند که ما فعل حرامی بکنیم

شحنه ‌با شیخ به جنگ است بیا تا من وتو

اندرین فرصت کم عیش تمامی بکنیم

موسم عربده و رقص و نشاط است ولی

چرخ گردان نگذارد که قیامی بکنیم

نگذاریم به گیتی اثر از جور رقیب

گر درین عشق خطرناک دوامی بکنیم

حالیا مصلحت آنست که اندر همه شهر

هرکرا صورت خوبی‌است سلامی بکنیم

افسر ماه مکلل شود از شعر بهار

گر زخاک در او کسب مقامی بکنیم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام