گنجور

شمارهٔ ۶۹

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

نرگس غمزه‌زنش بر سر ناز است هنوز

طرهٔ پرشکنش سلسله‌باز است هنوز

عاشقان را سپه ناز براند از در دوست

بر در دوست مرا روی نیاز است هنوز

خاک محمود شد از دست حوادث بر باد

در دلش آتش سودای ایاز است هنوز

هر کسی را سر کوی صنمی شد مقصود

مقصد ساده‌دلان خاک حجاز است هنوز

گرچه شد عمر من از خط توکوتاه ولی

دست امّید به زلف تو دراز است هنوز

مسجد حسن تو از خط شده ویران لیکن

طاق ابروی تو محراب نماز است هنوز

روزی ای گل به چمن چشم گشودی از ناز

چشم نرگس به تماشای تو باز است هنوز

زین تحسرکه چرا سوخت پرپروانه

شمع دلسوخته در سوز وگداز است هنوز

باز شد شهپر مرغان گرفتار بهار

بستگی‌هاست که در دیده ی باز است هنوز

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ج. م نوشته:

گذشت زمان و وفاى عهد به معشوق درنهایت زیبایى وصف شده. شاید در تفسیر این غزل دو بیتى زیر مناسب باشد:

وصفِ آن نرگس شیدا به زبان نتوانم
ترکِ آن مستْ نگاهت به زمان نتوانم

نرگـس مسـت تو شـورى به دلم افکنـده
ترکِ آن مستىُ شور، دردو جهان نتوانم
ج. م.

کانال رسمی گنجور در تلگرام