گنجور

شمارهٔ ۵

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا

وز سر رشگ و حسدکمتر بیازارد مرا

زنده درگور سکوتم من‌، مگر زین بیشتر

روزگار مرده‌پرور خوار نشمارد مرا

مردمان از چشم بد ترسند و من از چشم خوب

حق ز چشم خوب مهرویان نگهدارد مرا

مرک‌شاعر زندگی‌بخش خیال اوست کاش

این خموشی در شمار مردگان آرد مرا

سینه‌ام زآه پیاپی چاک شد، کو آن طبیب

کز تشفی مرهمی بر سینه بگذارد مرا

تا مگر تأثیر بخشد ناله‌های زار من

آرزوی مرگ حالی بسته‌لب دارد مرا

شد امید از شش‌ جهت ‌مقطوع‌ و نومیدی ‌رسید

بو که نومیدی به دست مرگ بسپارد مرا

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

امیر نوشته:

زنده در گور سکوتم هم مگر زین ماجرا
روزگار مرده‌پرور مرده پندارد مرا
منبع: دوستى شصت ساله. محمد على جمالزاده این بیت از بهار را در رثاء پورداود استفاده کرد.

محمدحسن نوشته:

مصراع دوم بیت اول فکر می کنم به جای رشگ باید رشک نوشته شود تا معنی بدهد .

محمدحسن نوشته:

بیت چهار هم مرگ شاعر است نه مرک شاعر .

کانال رسمی گنجور در تلگرام