گنجور

شمارهٔ ۱۲

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

رقم قتل ما به دست حبیب

چون مخالف نداشت شد تصویب

خامشی به مجلسی که در آن

نیست یک تن سخن‌شناس و لبیب

خوبشتن را میان خیل خران

خر نسازد به حکم عقل‌، ادیب

گورخر را چه حاجت بیطار

بدوی را چه انتظار طبیب

دهر چون نانجیب‌پرور شد

گو بمیرند مردمان نجیب

بلبل از بیم جان شود پنهان

چون به بستان کشد غراب نعیب

از در احتیاج مردم بود

آنچه دادند عاقلان ترتیب

هیچ اصلی به دهر ثابت نیست

خواه اصلی بعید و خواه قریب

جای دیگر عجیب ننماید

آنچه اینجا به چشم تو ست عجیب

خوار گردد به نزد یار، بهار

چون بریار شد عزیز، رقیب

چه توان کرد چون نشد معتاد

بینی خنفسا به نکهت طیب

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

ارش نوشته:

بیت دوم بدین صورت است..خامشی به ز مجلسی که در آن……

کانال رسمی گنجور در تلگرام