گنجور

غزلیات

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » غزلیات
 

فهرست شعرها به ترتیب آخر حرف قافیه گردآوری شده است. برای پیدا کردن یک شعر کافی است حرف آخر قافیهٔ آن را در نظر بگیرید تا بتوانید آن را پیدا کنید.

مثلاً برای پیدا کردن شعری که مصرع شو بار سفر بند که یاران همه رفتند مصرع دوم یکی از بیتهای آن است باید شعرهایی را نگاه کنید که آخر حرف قافیهٔ آنها « » است.

دسترسی سریع به حروف

ا | ب | ت | چ | د | ر | ز | ش | ک | ل | م | ن | و | ه | ی

ا

شمارهٔ ۱: بر دل من گشت عشق نیکوان فرمان‌روا

شمارهٔ ۲: همی نالم به دردا، همی گریم به زارا

شمارهٔ ۳: گهی با دزد افتد کار و گاهی با عسس ما را

شمارهٔ ۴: دوست می‌دارم من این نوروز فرخ‌فال را

شمارهٔ ۵: خامشی جُستم که حاسد مرده پندارد مرا

شمارهٔ ۶: سیل خون‌آلود اشکم بی‌خبرگیرد تو را

شمارهٔ ۷: یا که به راه آرم این صید دل رمیده را

شمارهٔ ۸: خوشا بهارا خوشا میا خوشا چمنا

ب

شمارهٔ ۹: جز روی تو کافروخته گردد ز می ناب

شمارهٔ ۱۰: چشم ساقی چو من از باده خرابست امشب

شمارهٔ ۱۱: بکرد ای جوهر سیال در مغز بهار امشب

شمارهٔ ۱۲: رقم قتل ما به دست حبیب

ت

شمارهٔ ۱۳: غم طوقی از آهن شد و برگردنم آویخت

شمارهٔ ۱۴: بسوختیم زبیداد چرخ و خواهد سوخت

شمارهٔ ۱۵: همین نه ازستم چرخ شهرآمل سوخت

شمارهٔ ۱۶: حشمت محتشمان مایهٔ مرگ فقراست

شمارهٔ ۱۷: عشقت آتش به دل کس نزند تا دل ماست

شمارهٔ ۱۸: شب است و آنچه دلم کرده آرزو اینجاست

شمارهٔ ۱۹: تا به گل هر لحظه بلبل را فغانی دیگراست

شمارهٔ ۲۰: وحشت راه دراز از نظر کوته ماست

شمارهٔ ۲۱: شب فراق تو گویی شبان پیوسته است

شمارهٔ ۲۲: نم باران ز بستان گرد رفته است

شمارهٔ ۲۳: تو اگر خامی و ما سوخته‌، توفیر بسی است

شمارهٔ ۲۴: شیرین‌لبی که آفت جان‌ها نگاه اوست

شمارهٔ ۲۵: غم‌مخور جانا در این‌عالم که عالم هیچ نیست

شمارهٔ ۲۶: قدرت شاهان ز تسلیم فقیران بیش نیست

شمارهٔ ۲۷: به کشوری که در آن ذره‌ای معارف نیست

شمارهٔ ۲۸: اصلاح آشیانه به دست من و تو نیست

شمارهٔ ۲۹: شاهدی کز پی او دیدهٔ گریانی نیست

شمارهٔ ۳۰: در پایش اوفتادم و اصلا ثمر نداشت

شمارهٔ ۳۱: در مسیل مسکنت خفتیم و چندی برگذشت

شمارهٔ ۳۲: گفتمش‌هنگام‌وصل است ای بت‌فرخار، گفت‌

شمارهٔ ۳۳: از دوست بریدیم به صد رنج و ندامت

چ

شمارهٔ ۳۴: شمعیم و دلی مشعله‌افروز و دگر هیچ

د

شمارهٔ ۳۵: خیزید و به پای خم مستانه سر اندازید

شمارهٔ ۳۶: باد بر آن دو سر طرهٔ شبرنگ افتاد

شمارهٔ ۳۷: تا به کنج لبت آن خال سیه‌رنگ افتاد

شمارهٔ ۳۸: گر نیم‌شبی مست در آغوش من افتد

شمارهٔ ۳۹: نکاهدم بار، فزایدم درد

شمارهٔ ۴۰: ملک جهان چون سویس باغ ندارد

شمارهٔ ۴۱: رخ تو دخلی به مه ندارد

شمارهٔ ۴۲: دل از تطاول زلف نگار جان نبرد

شمارهٔ ۴۳: ای دل به صبر کوش که هر چیز بگذرد

شمارهٔ ۴۴: آخر از جور تو عالم را خبر خواهیم کرد

شمارهٔ ۴۵: لب لعل تو می‌ فروشی کرد

شمارهٔ ۴۶: درغمش هرشب به گردون پیک آهم می‌رسد

شمارهٔ ۴۷: مشتاقی و صبوری با هم قرین نباشد

شمارهٔ ۴۸: اگر تو رخ بنمایی ستم نخواهد شد

شمارهٔ ۴۹: سر آزادهٔ ما منت افسر نکشد

شمارهٔ ۵۰: کر چون ‌تو نقشی ای‌صنم ‌نقاش چین در چین کشد

شمارهٔ ۵۱: بازآمد آن ترک ختا کز بیقراران کین کشد

شمارهٔ ۵۲: گل مقصود نچید آن که چو من خوار نشد

شمارهٔ ۵۳: نسیم صبحدم ازکوهپایه باز آمد

شمارهٔ ۵۴: راستی روی نکویش به گلستان ماند

شمارهٔ ۵۵: آن خط سبز بین که چه زببا نوشته‌اند

شمارهٔ ۵۶: دعوی چه کنی داعیه‌داران همه رفتند

شمارهٔ ۵۷: دلفریبان که به روسیه ی جان جا دارند

شمارهٔ ۵۸: خوبروبان یار را در عین یاری می کشند

شمارهٔ ۵۹: پیوند ببندند بتان لیک نپایند

شمارهٔ ۶۰: میان ابرو و چشم توگیر و داری بود

شمارهٔ ۶۱: اسیر خود شدن تا کی ز خود وارستنی باید

شمارهٔ ۶۲: کنون که کار دل از زلف یار نگشاید

شمارهٔ ۶۳: آن چه شعله است کزان راهگذار می‌آید

شمارهٔ ۶۴: از ما بجز از وفا نیاید

شمارهٔ ۶۵: من نگویم که مرا از قفس آزادکنید

شمارهٔ ۶۶: بهار مژدهٔ نو داد فکر باده کنید

ر

شمارهٔ ۶۷: حیله‌ها سازد درکار من آن ترک پسر

ز

شمارهٔ ۶۸: نیست کسی را نظر به حال کس امروز

شمارهٔ ۶۹: نرگس غمزه‌زنش بر سر ناز است هنوز

ش

شمارهٔ ۷۰: ای مصور نقش آن سرّ نهانش را بکش

شمارهٔ ۷۱: درگوش دارم این سخن از پیر می‌فروش

شمارهٔ ۷۲: کسی که افسر همت نهاد بر سر خویش

ک

شمارهٔ ۷۳: مکن تو با دل من بیش از این به جورسلوک

ل

شمارهٔ ۷۴: اگرچه بسته قضا دست نوبهار امسال

شمارهٔ ۷۵: دل سوی مهر می کشد و مهر سوی دل

شمارهٔ ۷۶: باز پیمان بست دل با دلبری پیمان گسل

م

شمارهٔ ۷۷: منم که خط غلامی دهم به نیم ‌سلام

شمارهٔ ۷۸: از داغ غمت جانا می‌سوزم و می‌سازم

شمارهٔ ۷۹: بود آیا که دگرباره به شیراز رسم

شمارهٔ ۸۰: ز نار هجر می‌سوزم ز درد عشق می‌نالم

شمارهٔ ۸۱: ز نادرستی اهل زمان شکسته شدیم

شمارهٔ ۸۲: وقت آنست که بر سبزه مقامی بکنیم

ن

شمارهٔ ۸۳: منم که عشق بتانم نموده پیر و کهن

شمارهٔ ۸۴: ای دوست بیا لختی ترک می و ساغرکن

شمارهٔ ۸۵: ای نرگست به خلق در فتنه بازکن

شمارهٔ ۸۶: تا توانی دفع غم از خاطر غمناک کن

شمارهٔ ۸۷: غمزه‌ات خونریزتر یا دیدهٔ خونبار من

شمارهٔ ۸۸: لاله خونین کفن از خاک سر آورده برون

و

شمارهٔ ۸۹: در ده شراب کهنه که آمد بهار نو

ه

شمارهٔ ۹۰: جان قرین رخ جانان شود انشاء‌الله

شمارهٔ ۹۱: علی‌الصباح که بر طره‌ات زنی شانه

ی

شمارهٔ ۹۲: در طواف شمع می‌گفت این سخن پروانه‌ای

شمارهٔ ۹۳: شبی گذشت به آسودگی و آزادی

شمارهٔ ۹۴: بر سبزه نشست بلبل و قمری

شمارهٔ ۹۵: مرا بود به دیدار تو زین پیش وصالی

شمارهٔ ۹۶: آخر زغم عشقت ای طفل دبستانی

شمارهٔ ۹۷: نهاده کشور دل باز رو به ویرانی

شمارهٔ ۹۸: نصیحتی است اگر بشنوی زیان نکنی

شمارهٔ ۹۹: ای کمان‌ابرو به عاشق کن ترحم گاه گاهی

شمارهٔ ۱۰۰: صبا ز طرهٔ جانان من چه می‌خواهی

شمارهٔ ۱۰۱: ای تازه بهار نغز و زببایی