گنجور

شمارهٔ ۲۵۸ - در هجو سید احمد کسروی

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

کسروی تا راند درکشور سمند پارسی

گشت مشکل فکرت مشکل‌پسند پارسی

هفت اختر را ستارهٔ هفت گردان نام داد

زان که‌خود بیگانه‌بود از چون‌وچند پارسی

فکرت کوتاه و ذوق ناقصش راکی سزد

وسعت میدان و آهنگ بلند پارسی

یافت مضمون از منجم‌باشی ترک و سپس

چند دفتر زد به قالب در روند پارسی

پارسی گوبان تبریز ار به ما بخشند عمر

باشد این تبریزی نادان گزند پارسی

گر ازبن بنای ناشی طرز معماری خرند

خشت زببایی درافتد از خرند پارسی

ترکتازی‌ها کند اکنون سوی پازند و زند

وای بر مظلومی پازند و زند پارسی

لفظ و معنی را خناق افتد کجا این ترک خام

افکند برگردن معنی کمند پارسی

طوطی شکرشکن بربست لب کز ناگهان

تاختند این خرمگس‌ها سوی قند پارسی

اعجمی‌ ترکان به‌ جای قاف چون گفتندگاف

گشت قند پارسی یک‌باره گند پارسی

خوی گرفت از شرمساری چهر قطران و همام

تا که گشت این ننگ تبریز آزمند پارسی

خطهٔ تبریز راگویندگان بودست و هست

هر یکی گوینده لعل نوشخند پارسی

پس چه شد کاین احمدک زان خطهٔ مینونشان

احمداگو شد به گفتار چرند پارسی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

یک ایرانی نوشته:

شادروان احمد کسروی، بزرگمرد تاریخ ایران است. سزا نیست مشتی یاوه گوییها و دشنام های یک شاعرک بی همه چیز و بی آبروی افیونی را درباره این پاکمرد ایرانی و دانشمند سراپا غیرت پراکنده گردانید. از این رو خواهشمندم این شعرهای زشت یاوه را بردارید.
درود بر روان پاکمرد آزاده و خردمند سر تا پا غیرت، شادروان احمد کسروی

امین کیخا نوشته:

البته احمد کسروی هم کتابی دارد که در آن ملک شعرا را نادان و سبک سر برخوانده است و داستان نامه نگاری و پهلوی ندانستن بهار از نگاه کسروی بر همگان آشکار است .

شمس الحق نوشته:

ایرانی عزیز!
لطفاً یک سوزن بخودتان ویک جوالدوز به دیگران .
شما اگر فحاشی و هتاکی را دوست نمی دارید ، از خودتان آغاز کنید اخوی . اگر ملک الشعرای بهار یک شاعرک بی همه چیز افیونی یاوه گوست ، پس احمد کسروی هم ..
چیزی که عوض دارد …
ضمناً شما مقاله کسروی درمورد حافظ را خوانده اید ؟ کتاب صوفی گریش را مطالعه فرموده اید؟ شیعه گریش را چطور؟
شک دارم آقا .

یک ایرانی نوشته:

شادروان احمد کسروی گفته: «آزاده زبان بدشنام نیالاید». در آیین آزادگان دشنام دادن نسزاست و آنچه من نوشته ام و واژگانی که بکار برده ام، دشنام نبوده بلکه معنی ریشه ای آنها را خواسته ام.
آری کسی که بدآموزیهای مادیگری او را از جا کنده که به هیچ چیز پایبندی ندارد و هیچ چیز ندارد نه غیرت نه خرد نه میهن پرستی نه آزرم نه شرم، چنین کسی را در زبان فارسی «بی همه چیز» میگویند. سخن بیهوده و نه بهنگام نیاز گفتن نیز، یاوه گویی است و چنین کسی را «یاوه گو» خوانند.
پیداست که شما معنی دشنام را نیز نمیدانید و میان هجو و دشنام با توصیف رفتار و کردار دیگران جدایی نمیگزارید.
کتابهایی را که نام برده اید را نیز خوانده ام. ولی در آن کتابها چیزی که بهانه «هجو گفتن» آن بزرگمرد باشد نیست. بلکه آن کتابها و سراسر نوشته های کسروی نمودار آزادگی، دانش، غیرت و خرد روشن آن شادروان است. از این رو کسی که اندک بهره از این خویهای ستوده دارد، سزا نمیبیند که چنین شعرهایی را درباره چنان مردی پراکنده گرداند.

شمس الحق نوشته:

آنچه شما فرموده اید بدون تردید هتاکی وفحاشی ودشنام است . توضیحات جنابعالی را هم مغالطه گویند و پشیزی ارزش ندارد .

امین کیخا نوشته:

ایرانی بزرگوار اگر کمی آرامتر بنویسید همه از زیبایی نوشته هایت بهره ور می شویم . من کاستی ای در نوشتنت نمی بینم ولی نباید تندی کرد که سخن آرام را خریدار بیشتر است .

رحیم نوشته:

درود بر احمدکسروی برانگیخته ی بزرگ و نفرین بر هر یاوه گویی که دروغ بر اوبندد

فرهیخت نوشته:

نوشته‌ی « یک ایرانی» سراپا درست است و شمس الحق گوشهایش را به آن بسته و به پاسخگویی بیجا برخاسته و این همانست که « یک ایرانی» گفته : آنها دشنام نبوده بلکه معنی ریشه ای آنها را خواسته ام.
در همان کتاب حافظ چه میگوید؟ یک دشنام بکار نرفته. همه معنی ریشه ای آن واژه ها خواسته شده. به یک بی آبرو چه باید گفت؟! به یک یاوه گو چه؟! « یک ایرانی » بدرستی گفته که شما معنی دشنام را نمیدانید و من باید بیفزایم کسی که این شعر را در اینجا گزاشته فرق میان نکوهش ( انتفاد) و هجو را نمیدانسته یا زشتی هجو را درنمی یافته. در هر حال من برخلاف « یک ایرانی» درخواست نمی کنم که این شعر را بردارید. این شعر برای شناسانیدن کسروی نیست . کسروی را آنکه جویای شناختن و فهمیدن باشد می شناسد. این شعر برای شناختن گوینده اش بهترین نمونه است.

ناشناس نوشته:

درود به فرهیخت بزرگوار /البته احمد کسروی دانایی است که در راه دانایی خود جان خود را هم داد . و کتابهای او نشاندهنده توانایی او در پارسی دانی و پهلوی خوانی است .

شبرو نوشته:

آری کسروی دانایی فراوانی داشته است. اما به گمانم جان خود را در راه نادانی هایش داد.

رهام نوشته:

با درود فراوان نسبت به تمامی خوانندگان

راستش نمیدونم که چند نفر متن نامه ی من رو میخونه
ولی حداقلش این رو میدونم که به دست مسئول سایت میرسه
خب یک نفر انسان زنده فکر میکنم که ارزش وقت گذاشتن داشته باشه
کما اینکه شاید افراد بیشتری هم بخونن

ببینید دوست عزیز متاستفانه ما ایرانی ها طوری رشد و نمو پیدا میکنیم که همه چیزمون موروسی هستش
شما شیعه به دنیا بیاید شیعه اید
سنی بدنیا بیاید سنی اید
فراماسون بدنیا بیاید فراماسونید
و در کودکی اگه به شما بگن که به فرض احمد کسروی انسان بدی است اورا شخصی بد قلمداد میکنید و اگر بگویند خوب است او را به عنوان انسانی خوب خواهید شناخت

برخی پا ازین هم فراتر میگذراند و نوشته های به فرض همین احمد کسروی رو میخونن
ولی سعی بر اینکه معنی سخنانش و اینکه میخواسته جه مفهومی رو برسونه رو بهش هیچ توجهی ندارن

یه مثال میزنم چون احساس میکنم کسی که میخونه شییعه هستش پس امیدوارم که گیرایی داشته باشه به اندازه ی کافی

فرض کنید وهابی هستید
درمورد جهاد نکاه نمیدونم شنیدید یا نه
اگه نشنیدید حتما سرچ کنید و بخونید درموردش
یک وهابی فکر میکنه که آخوندی که از کودکی بهش گفتن که این انسان خوبیه هرچیزی که بگه درسته و باید بهش عمل کرد
دقیقا عین ما شیعیان
و اون رهبر یا پیشواش حکم حهاد نکاه رو میده
و خب اونم چشم بسته قبول میکنه
کما اینکه اگه مراجع تقلید شیعه هم اگه چنین حکمی بدن شک نکنید که مردم صف میکشن برای اینکه مادران و خواهرانشون رو ببرن تا توی این جهاد شرکت بدن و از ثواب عظیمش بهره ببرن

واقعا آیاغیر از اینه؟؟؟

حالا اگه ما مقاله ای درمورد این کار که به نظر من حداقل یک کاره به دور از خرد هستش بنویسیم
حتی اگه بهترین نویسندگان هم نظر بدن درین مورد
بدون شک اون افراد جلوش مقاومت خواهند کرد و اگه جوابی نداشتته باشن که بدن
بدون شک از دینشون خارج نمیشن و در صدد قتل اون نویسنده بر میان

من درمورد آقای کسروی این نویسنده ی بزرگ واقعا نمیتونم اظهار نظر کنم
نه من
هیچ کسی
چون هر نظری برای یک نفر حجته نه برای همه
آثا ایشون رو اگه ۱۰۰۰ نفر بخونن مطمئنا ۱۰۰۰ نظر متفاوت و بهتره بگم ۱۰۰۰ تفسیر متفاوت خواهیم داشت

آثار ایشون همگی موجوده
خودتون برید و این آثار رو بخونید گویای همه چیز هست حرفای ایشون

فقط اگه انسان خیللی معتقدی نیستید اینکارو بکنید چون کسی که خیلی معتقده به هیچ وجه نظرش عوض نمیشه و جز فحش دادن و خورد کردن اعصاب خودش چیز دیگه ای نداره

یه مثالی که میتونم براتون بزنم بت پرستان دوران جاهلیت هستن

امیدوارم حرفام مفید بوده باشه

تنها خواهشم هم اینه که چه به این شاعر و چه به به این نویسنده توهین نکنید و فقط و فقط نظراتشون رو مطالعه کنید همین

چون واقعا هر کسی حق اظهار نظر درمورد یه شخصیت بزرگ رو نداره
بخصوص امثال ما ها

جمشید پیمان نوشته:

به نظر من محمد تقی بهار در این چند بیت فقط و فقط به فحاشی و هجو کسروی پرداخته است. او در این راه چنان به افراط افتاده که ترک ها را هم از زخم های هولناک زبانش بی نصیب نگذاشته است. تا آنجا که من میدانم و خوانده ام همه ی آثار فکری و تاریخی و نوشته های تحقیقی کسروی به زبان فارسی هستند. اندیشه ها و نظرات و نظریه های کسروی( یا هر کس دیگر ) را می توان نقد کرد و با منطق و علم مردود شمرد. اما درست و شایسته و انسانی نیست که بجای نقد اندیشه و انتقاد از نظریاتش او را هجو کنیم و نسبت به او چنین بی پروا به زشت گوئی بپردازیم. این منطق آقای شمس الحق را هم که بوی مقابله به مثل کردن می دهد درست نمی دانم. گیریم کسروی در نوشته هایش به کسی یا اندیشه ای اهانتی کرده باشد، زشت ترین کار این است که بجای نقد و تصحیحش، او را مورد فحاشی قرار دهیم. برای نمونه عرض می کنم اگر کسروی حافظ را با آوردن ابیاتی از غزلیاتش، پسر باز و …. خوانده است ، کسی که باور دارد و مطمئن است که حافظ چنین خصلتی نداشته، باید به اثبات آن برخیزد نه این که کسروی را فحش باران کند که چرا چنین ادعائی کرده است.
در پایان تاکید می کنم که بر خورد اهانت آمیز قلان دانشمند یا ادیب یا هنرمند را نمی شود لای زرورق علم یا شعر یا ادب او پیچاند و بر آن مهر درست بودن و تائید کوبید.

رهگذر نوشته:

کسروی، مرد بزرگ فساد ناپذیر و محقق برجسته ای بود اگرچه ایراداتی داشت اما بزرگمرد تاریخ ایران میباشد

یک ایرانی پاکدین نوشته:

بسیاری با نام احمد کسروی آشنایند ولی کمند کسانی که به ژرفای اندیشه‌های او پی برده باشند. علت این دو چیز می‌باشد :
از یکسو خواندن انبوهِ نوشته‌های او (بیش از شصت جلد کتاب‌ ـ نزدیک به سیزده هزار صفحه) کار آسانی نبوده بویژه که بیش از نیمی از آنها چه در زمان شاه و چه در حکومت ملایان غدغن بوده و از دسترس مردم دور نگاه داشته شده. از دیگرسو دشمنان اندیشه‌های او با غرض‌ورزیها ، پا به روی حقایق گزارده و با تحریفهایی کوشیده‌اند ذهنها را درباره‌ی او تاریک گردانند. با راه انداختن این پایگاه می‌خواهیم کتابها و نوشته‌های او را در دسترس خوانندگان بگزاریم تا ایشان خود مستقیماً بخوانند و خود داوری کنند.
Pakdini3.mihanblog.com
Kasravi-ahmad.blogspot.com

یک ایرانی پاکدین نوشته:

بسیاری با نام احمد کسروی آشنایند ولی کمند کسانی که به ژرفای اندیشه‌های او پی برده باشند. علت این دو چیز می‌باشد :
از یکسو خواندن انبوهِ نوشته‌های او (بیش از شصت جلد کتاب‌ ـ نزدیک به سیزده هزار صفحه) کار آسانی نبوده بویژه که بیش از نیمی از آنها چه در زمان شاه و چه در حکومت ملایان غدغن بوده و از دسترس مردم دور نگاه داشته شده. از دیگرسو دشمنان اندیشه‌های او با غرض‌ورزیها ، پا به روی حقایق گزارده و با تحریفهایی کوشیده‌اند ذهنها را درباره‌ی او تاریک گردانند. با راه انداختن این پایگاه می‌خواهیم کتابها و نوشته‌های او را در دسترس خوانندگان بگزاریم تا ایشان خود مستقیماً بخوانند و خود داوری کنند.

راستی پرست پاکدین نوشته:

احمدکسروی برانگیخته بزرگ و راهنمای پاکدینان دنیاست. هر که می خواهد باراه پاکدینی آشناگردد کتابهای کسروی را بخواند، خویشتن اگر کس راستی پرست پاکدلی باشد به درستی راه او باور خواهد کرد وگواهی خواهد داد.. این دست خدا بود که کسی را براهنمایی ما آدمیان برانگیخت.

خدیو ادب شناس نوشته:

دادار نیکی دهش بخشایش آورد روان هر دو گرانمایه را…هم ملک الشعرای بهار آن یگانه سوار جولانگاه چرمه ی سخن و هم آن پاک دین بهی احمد کسروی ! چامه ای بود بسیار نغز … پدرود باد

شیعه نوشته:

کسروی یکی از ضعیفترین منتقدین تشیع بوده است. بدون شک در بین اهل سنت نقدهای بسیار زیباتری بر باورهایمان می بینیم و به راستی نقدهای آنها ارزش اندیشیدن و پاسخ گفتن دارد و آدمی وقتی پاسخ شبهات آنها را می یابد حس می کند که پیشرفت کرده است، ولی نقدهای کسروی بسیار ضعیف و ناچیز هستند. مثلاً او این حدیث نبوی را که «هر کسی که بمیرد و امام زمانش را نشناسد، به مرگ جاهلیت مرده است» حاصل تعصبات شیعه و عملاً از تحریفات تشیع می شمارد!!! فقط جهت اطلاع کسانی که نمی دانند عرض می کنم که این حدیث نبوی، در معتبرتین سند حدیثی اهل سنت نیز ذکر شده است: در صحیح بخاری. اهل سنت این حدیث را قبول دارند، ولی امام زمان را آن امام معصومی که ما می دانیم، نمی دانند و اینجا هم همانطور که درحدیث غدیر، مولی را تأویل کرده اند، امام را تأویل می کنند.

خلاصه اینکه آثار ضددین و ضدشیعی کسروی، ارزش ورق زدن ندارد و پژوهشگران بهتر است به فکر شبهات مهمتری باشند که از سوی افرادی آگاه نقل شده است، و نه فرد مغرور و خودشیفته ای چون این فرد.

کسانی هم که گمان می کنند هر شیعه ای، به دلیل دین پدرش شیعه شده است، بهتر است که همگان را به کیش خود نپندارند.

مجتبی خراسانی نوشته:

درود بر روان پاک و مطهر:
سید مجتبی میرلوحی
سید عبدالحسین واحدی و سیدمحمد واحدی
سید علی‌محمد امامی و سید حسین امامی
خلیل طهماسبی
مظفر ذوالقدر
وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ
سوره مبارکه آل عمران آیه ۱۶۹

lyam نوشته:

باور نمیکردم از بزرگمردی چون بهار چنین سخنانی در هجو و بیمقدارنمودن کسی . یا برای تأئید اشعارش با توهین به تبریزی ها ی عزیز متوسل به نارواگویی شود هم بهار و هم کسروی بزرگمردانی درین خطه ی بزرگ پرورند و کاش با اغماض از خطای یکدیگر میگذشتنند ، یا لااقل بدبینی خود را علنی نمی کردند.
میبینم بعضی حاشیه نویسان نیز آتش بیار معرکه اند و این تأسف آورست . کمی به خود آییم که کجا ایستاده ایم . عجب و خود خواهی بد صفتی ست

رامین نوشته:

من در جوانی و توسط زیکی از زندانیان سیاسی که بصورت مشروط ازاد شده بود با کسروی و طرز فکرش اشنا شدم و چند کتاب از ایشون را که برایم اورد خواندم اوایل نظراتش به نظرم جالب مبامد و خاطراتش و غیره مثل اون خاطره اخوندی که در زنجان محکمه داشت و غیره البته پرواضح هست که در نقد ایشون باید به زمانه ایشون و وضع و حال خود ایشون هم توجه داشت ایشون با بی پدری و فقر همزمان مشکلاتی با جامعه افت زده روحانیت انزمان شخصیتش شکل گرفته و در اثارش هم رد پای این ها کاملا نمایانه متاسفانه ایشون از این دریچه مشکلاتی را که ما خود در جامعه متن ایجاد کردیم به پای دین و مراممان حساب میکند من معتقدم هرکس بدرون انگیزه و عقده اثار ایشون را مطالعه کند قطعا ایرادات زیادی بر شخصیت و طرز فکر او وارد میکند. حتی در زمانیکه ایشون یکی از اهداف خود را اتحاد ملی اعلام میکند با مطالعه اثار و احوالات ایشون کاملا اشکار است که روش او بر عکس اختلاف انگیز و غیر سازنده هست
البته ترور ایشان را با ان وضع فجیع محکوم میکنم چرا که . کس و کسانی که او را ترور کردن در واقع ضعف خود را دیکته کردن و به خیال خود کوتاه ترین راه را بر گزیدن جالب این هست که همین تروریست ها مدعی برهانی قاطع و جامع در مقابل مثلا افکار انحرافی هستند که خدا نیامرزدشان
اگر ملاک دین خدا و اسلام هست و رفتار معصومین ملاک عمل هست قطعا اینگونه نامردی و نا مردمی ها روش انها نبوده که بروند در دادگاه طرف را ترور کنند
اصلا کسروی منحرف … اگر قرار باشد اینگونه با منحرفین بر خورد شود
پس دیگر کسی حق ندارد بر داعش و النصره و بوکو حرام خرده بگیرد

مرتضی نوشته:

انوری یک بیت کوس شعر دارد که یک مصرعش جواب این آقایان کوس شعر گوست:
کناسی بهتر بود از شاعری. (معنی کناسی را از گوگل پیدا کن)

درود بر تمامی آزادمردان میهن دوست.

حاتم پت نوشته:

این اقا مثل اینکه کارش کشیدن تریاک و هجو کردن دیگران بوده!!!!!!
هجو:۱ میرزاده عشقی
۲-هجو محمد علی فروغی
۳-هجو محمد خیابانی
۴- هجو کسروی
و و و …..

در ترکیه عثمانی رسم بر این بود که شاعر هجو گو را باید گردن زد.
بهر حال اسم کسروی تا به ابد زنده است در بین آزادگان.

احمد پور حیدری نوشته:

فقط عرض کنم که اخیرا کتابی در باره کسروی خواندم به نام ادعای کسروی بر حافظ که از این افراط کاری ها به دور است. پیشنهاد خواندن آت را می دهم بخصوص در ایران چاپ خورده خیلی جالب است

اسفند نوشته:

کسروی دانشمندی بوده که فراتر از مان خود فکر می کرده و افکار و عقاید او برجاهلان زمان قابل درک و فهم نبوده که این چنین ناجوانمردانه اورا کشتند .

TV نوشته:

مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
هر گلی نو که در جهان آید
ما به عشقش هزاردستانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بستانیم
تو به سیمای شخص می‌نگری
ما در آثار صنع حیرانیم

ناشناس نوشته:

این هجو پرده از زشت کاری های شاعران را بر می دارد و راستی اندیشه های پاک مرد ایرانی احمد کسروی را آشکارتر می سازد.

حاجی نوشته:

تریاک آدم های معمولی را،گوز می آره. گویا در مورد شعرای تریاکی علاوه بر گوز آوردن به جفنگ گفتن هم وا می داره. میگی نه:
می شمارم:
ا- تریاکی وحید دستگردی
۲- تریاکی ملک اشعراء
۳- …..
- تریاکی شهریار خودما

- تریاکی علی معلم انقلابی و وووو

حمید نوشته:

با عرض سلام خدمت همه هموطنان فرهیخته ام که ادب، آرامش، مطالعه آثار همه طرفها، و محققانه مواجه شدن با آثار و رخدادهای تاریخی را، با اظهار نظر محتاطانه همراه کرده اند. قصد ندارم در تجلیل یا تقبیح کسی سخن بگویم فقط خواستم عرض کنم در تحلیل یا داوریهایمان، بخصوص اگر گرد تاریخ بر آنها پاشیده شده باشد، باید کاملاً محتاط باشیم. دادگاه ذهن ما نه جناب ملک الشعرا، نه احمد کسروی، نه قاتلان کسروی و نه کسانی را که به صورت کاملاً مستند بتوانند به قضاوت ایشان اعتماد کند در اختیار ندارد.
اما داوری اینجانب آنست که ما اگر اجمالاً در نحوه عملکرد ملک الشعرا و فداییان اسلام اشکالی حس میکنیم ، نباید فراموش کنیم که به نظر میرسد عملکردهای احمد کسروی مجموعاً نه تنها قابل دفاع نیست بلکه خود ایشان با توجه نکردن و بلکه توهین به مقدسات جامعه دینی و نشناختن مقتضیات نقد جامعه مذهبی و جامعه ایرانی، و همچنین همکاری با رژیمی که محبوییت مردمی نداشت، پایه گزار و برانگیزاننده اقداماتی شد که برای عقلای آن زمان قابل پیش بینی بود.

مرد نوشته:

درود بر شرف ملک شعرای ایران زمین. واقعا آثار کسروی واپسگرا فاقد استدلالات علمی تقلیل گرا ضعیف بدون پشتوانه تاریخی است

پاکدین نوشته:

و لعن الله علی فداییون الاسلام

کریم نوشته:

جای تأسف است که نظرات و حاشیه ها بسیار بدتر از انحرافات کسروی و تندروی و تمسخرهای بهار باشد.

یک ایرانی نوشته:

احمد کسروی برانگیخته بزرگ پروردگار و راه او راه رستگاری جهانیان است

مسعود حاتمی نوشته:

کسروی در بعضی جاها تندروی‌هایی داشته ولی این ذره‌ای از ارزش او را کم نمی‌کند

ناشناس نوشته:

درآن زمان که کشور نیاز مبرم به عقلانیت دینی داشت الحق که کسروی یگانه زمان خود بود.که درمقابل فداییان شیطان ودیگر مفسد العقاید باشهامت ایستادند.

حسن نظری نوشته:

هرگزنمیتوان باانداختن سنگهای پی درپی تصویرماه راازحافظه اب پاک کرد!!!سخنان کسروی یاسایرروشنفکران دینی اگرچه به کام بعضی ازعزیزان خوش نمی اید ولی حقیقتی است تلخ!به عزیرانی که مطالعه اثار اینجورنویسنده ها خوششون نمیاد یااحیانانمیتونن هضم کنن چند توصیه دارم:۱تعصب روبذارن کنار ومعقولانه فکر کنن چرا که اسلام دین تفکر است نه تعبد ۲نمیدونم منتقدان کسروی یاسایر روشنفکران دینی ایا تابحال معنی قران روخوندند!کسروی در کتاب شیعه گری برعلیه خرافات مبارزه میکنه”دقیقا همان مبارزه که قران مقدس باشرک وخرافات میکنه۳ براد درک مطالب اینجورمنتقدان بدنیست به مطالعه کتاب تشیع علوی تشیع صفوی نوشته دانشمندعالیقدردکتر علی شریعتی مراجعه کنید شاید… ودراخریک جمله زیبا”ادمها تورانمیفهمندتنهاترجمه ات میکنندانهم به زبان خودشان”

اویم نوشته:

دو پیوند زیر که به این شعر مربوط می شود به حقیقت پزوهان تقدیم می شود. بخوانند و خویشتن داوری کنند :
التنبیه علی حروف التصحیف
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120504144126-6050-30.pdf
انتقاد لفظی بهار ـ شیر و خورشید
http://www.ensani.ir/storage/Files/20120504144113-6050-12.pdf

بهرام شاهى نوشته:

این کمترین، بهرام شاهى، خود را از پیروان بزرگمرد میهن-پرست ایران، شادروان احمد کسروى، میشمرم. شادروان کسروى زبان به زشتگویى نگشود و مرام و شیوهء زندگانى خویش را بر چاپلوسى و جیره-خوارى و مجیز-گویى ننهاد. همچنان که در پیشگفتار کتاب “شیعیگرى” مى نویسد، در سرتاسر نوشته هاى او سخنى نمیتوانید یافت که بر آخشیج خردورزى باشد. درستى آموزه هاى او با گذشت زمان روشن و روشن تر میگردد. این نیست که شادروان کسروى برى از هر گونه خطا بوده باشد. اما بیگمان، از پاکترین و درستکارترین و دانشمندترین مردان این مرز و بوم بوده و هست. کافیست زندگینامه و نوشته هاى او را بدور از تعصب بخوانید تا با این گفتهء من هماوا شوید.

بهار را من خود مى ستودم و میهن-پرست میدانستم (و میدانم). چیزى که هست، بهار، همچون بسیارى دیگر، آلوده به مال-پرستى و آسایش-طلبى و بسیارى زشتخوییهاى دیگر بود. همین هجو که در اینجا آمده، خود از گواهان آشکار تباهکارى و تاریک-درونى این مرد است. بهار آشکارا به کسروى حسادت مى ورزید زیرا که بهیچ روى به اندازهء کسروى دانش نمیداشت. نه در پارسى و نه در عربى.

من شادمان و خوشنود شدم از اینکه بیشترى از باشندگان این گروه، در هوادارى از شادروان کسروى و در نکوهش بهار نوشته اند. خرسند و خرم از این یافته، آفریدگار بزرگ را سپاس میگویم که با وجود تباهکارى آن مردک چاقوکش پست-نهاد مجتبى میرلوحى (”نواب صفوى”)، و همدستان پست-نهاد و سیاهکارش -که خداوند جزاشان دهاد- راه کسروى، یعنى “پاکدینى”، را، ایزد یکتا زنده نگاه داشته و روز به روز هم، این راه را پر تر و انبوه تر از رهروان مى کند.

روان کسروى فرهیخته و بزرگوار و دانشمند، آموزگار ایرانیان، شاد!

جمشید نوشته:

درود بر دوستان خوبم
مقام والای شادروان کسروی بر پویندگان راه خرد و عقلانیت پوشیده نیست اما زنده یاد بهار هم مردی وطن دوست و آزادیخواه بود که سراسر عمر از استبداد زجر و زندان و شکنجه کشید.ما باید امامزاده تراشی رو کنار بذاریم.این بزرگمردان وطندوست و آزاده بودن ایرادهایی هم داشتن.اگه فارغ از نگاه امامزاده تراشی بسنجیم هر دو این بزرگوارا رو خادم وطن و خرد و عقلانیت و آزادی می بینیم.

رهگذر شالی -خلخالی نوشته:

احمد کسروی بزگ مرد تاریخ ایران زمین بود، کسی که تعصب را فدای حقیقت کرد ، کسی که با فدای خود جهل و تاریکی را از بین برد ، اگر ده درصد از انسانهای روی زمین مانند کسروی بودند ، جهان ما بهشت میشود ، بسیاری از نوشته های ایشان بعد از هفتاد سال از شهادتش امروز ،حقانیتش را نشان دادند.
وقتی در مورد زبان قدیم اذربایجان نوشت پانترکیست او را متهم به مزدوریت پهلوی کرد ، اما پس از مرگ کسروی کتابی کشف کردید که تمام نوشته های کسروی در مورد زبان قدیم اذربایجان را تصدیق میکرد ، این کتاب همان سفینه تبریز بود.

همت نوشته:

خدا شاهده اومدم ببینم عزیزی اندیشمند و خردمند در مورد این شعر و مفهوم , تفسیری , نقدی , توضیحی, و یا اطلاعاتی در مورد شعر داره که خوانندگان شعر را از ابهام در بیاره . !!!
نه نقدی دیدم نه تفسیری جز حضور چند فحاش و هتاک متوهمی که دچار بحران هویتی هستند و در فضا های مجازی به دنبال تخلیه تفکرات پوسیده و متعفن نژادپرستان راسیسم انجام وظیفه میکنند و چنان در مورد کتابهای کسروی مبالغه میکنن که خدا را شاهد میگیرم تا بحال یک برگ از کتاب این را نخواندن (چون ارزش علمی و ادبی نداره) و فقط جهت انجام وظیفه قلم فرسایی میکنند
شما را بخدا عزیزان ناسیونالیست افراطی و یا بهتر بگم سربازان تفکرات فاشیست و راسیسم فضای مجازی توانایی پرداختن به معنی و مفهوم شعر را ندارید؟؟ پس اجازه دهید تا دیگر عزیزانی که تخصص در این مهم دارند به رسالت خویش بپردازند . و خزعئیبلات خود را در دیگر رسانه های مجازی نشر دهید .

ناشناس نوشته:

واقعا حماقت ما ایرانیان انتها ندارد توحش و وحشیگری در میان ما موج میزند
شادروان احمد کسروی از طریق نوشته ها و افکارش کاملا شناخته شده است البته برای انان که مجالی برای تفکر و تامل دارند حال فرض فرمایید ایشان لغزشی در تفکرات خود داشته باشد آیا بایستی به این طریق وحشیانه حذف گردد؟! و شمایی که با ایشان مخالف هستید از این حادثه خرسند و خشنود گردید.
خیر بایستی فارق از گرایشات شخصی و گروهی با این توحش بنام اسلام برخورد نمود

نوید نوشته:

دوستان عزیز نمیدونم به چه اندازه این مرد بزرگ میشناسید یا اصلا با فکر و عقیده این عزیز به چه اندازه اشنا هستین ولی از رو نوشته میشه فهمید که هیچ نمیدانید چرا که این عزیز دقیقا کوشید که نادانی رو از میان بردارد ولی افسوس که جان در این راه هم کم است///همین اعدام و ریختن خون این عزیز گواه بر حق بودنش هست و اینکه هیچ گونه به هیچ عنوان و هیچ کس نتونست جواب ان را بدهد////خدا با ماست

احمد کسروی نوشته:

اونی که گفته نوشته های ایشون فاقد استدلال علمی و تقلیل گراست،گرچه میدونم معنی این الفاظو نمیدونه ولی خب ای کاش به جای ترور،با استدلال جوابشو میدادن

دوستدار نوشته:

جناب خراسانی،
روشن فرمایید ؛ لا تحسبن،،،،،، راخطاب به شهید کسروی آورده اید، یا قاتلان او که به روانشان درود فرستاده اید؟؟؟

دوستدار نوشته:

پارسای نه چندان پارسا!

ازاستاد سرکار تنها پرسیدم آیه شریفه را به کدام طرف حواله داده اند.

شما چرا جوش آورده اید؟؟

مهران نوشته:

خدا با ماست.
هنوز پس از هفتاد سال خشونت و ترور کشتن بخاطر اختلاف عقیده وجود دارد هنوز هم قدرت با طرفداران خشونت می باشد که دلیل آن عدم توانایی پاسخ به بزرگانی مانند کسروی است و چون خود را خار و ذلیل می یابند دست به کشتار می زنند .
خدا با ماست.

خدا با ماست نوشته:

درود
برای آشنایی با اندیشه‌های احمد کسروی بزرگ به کانال تلگرامی ما آیید.

کانال تلگرامی احمد کسروی

https://telegram.me/pakdini

بر روی نوشته‌ی زیر نیز میتوانید کلیک کنید

pakdini@

آرش نوشته:

من زبان بریده احمد کسروی هستم، زنده باد ایرانی، خدا باماست

من نوشته:

سلام
من نمیتوانم درمورد سطح سواد احمد کسروی اظهار نظر کنم ولی در کل آدم پستی بودند.
ایشون در دادگاه از پزشک احمدی، جلاد بی رحم رضا شاه دفاع کرده اند و حقیقت را به طور آشکارا تکذیب کرده اند.

سید محمد نوشته:

من گرامی
کسروی جز از حق دفاع نکرد
به همین خاطر به دست امثال تو کشته شد
او حتی علیه رضا شاه حکم صادر کرد و از دادگستری اخراج شد
هنوز هم همپایه ی علم و سواد او در عصر حاضر نیامده
ولی ، زنده باشی

حسین نوشته:

دوستدار عزیز
ایشان موافق قاتلان کسروی ست
ولی گمانم به اشتباه به روان کسروی درودی این چنین ”وَلا تَحسَبَنَّ الَّذینَ قُتِلوا فی سَبیلِ اللَّهِ أَمواتًا ۚ بَل أَحیاءٌ عِندَ رَبِّهِم یُرزَقونَ “ فرستاده
یک کتابی بودن بد دردی ست
پایدار باشی

pooya نوشته:

سید محمد و حسین همان سمانه است. که دین ندارد ولی اسم متدینان را روی خود می گذارد و نظرهای ضد دینی می نویسد.
بیچارگی هم حدی دارد والله.

ادبیاتدوست نوشته:

حقا که لقب ملک الشعرا را شایسته است. نور به قبرش بباره. گرچه این یارو کسروی حتی ارزش هدر دادن سخن رو هم نداشت ولی باید چهره پلید چنین مزدورها رو نمایان کرد.

کسرا نوشته:

با خواندن این شعر از مردی پرآوازه همچون ملک الشعرای بهار، دی من به ایشان به سختی دگرگون شد. چراکه من نوشته های شادروان کسروی در بارۀ ملک الشعرا را خوانده ام. ایشان بی آنکه از او نامی ببرد، با دلسوزی و فداکاری بی همتایی ( که امروزه بسیار کمیاب است)، نسبت به ایران و ایرانی زبان به نکوهش و خرده گیری از کارهای فرهنگی عوام فریبانه باز کرده بود و اگر نبود پاورقی گردآورندۀ نوشتارهای شادروان کسروی، به سختی می شد شخص مورد نظر آن پاکمرد را حدس زد. من اگر شعر این شاعر را امروز نمی خواندم ، ممکن بود در دلم تردیدی برای گفته های کسروی در بارۀ این شاعر می داشتم ولی با خواندن این شعر سراپا فحاشی و تحقیر دیگر از این دودلی درآمدم و فهمیدم که حق با شادروان کسروی بود. کسی نیست به این اقای شاعر که به خودش لقب ملک الشعرای بهار داده بگوید آخر شما که خود را شاه شاعران نامیده اید، آیا سزاوار است نام شادروان کسروی را آورده و بی دلیل به آرمانهای نیکخواهانۀ او تاخته و آناگاه چون وی مردی تبریزی بوده، و چون با زبان دلیل و منطق نمی توانستید به او پاسخ دهید، همۀ هم میهنان آذری را نشانه رفته و دل آنها را هم به درد آورید؟ خرمگس شما بودی آقای ملک الشعرای بهار که نتوانستید فرقی میان درگیریهای شخصی خود با شادروان کسروی و به میان کشیدن آذری زبان بودن او و تاختن و تحقیر کردن هم میهنان آذریمان قائل شود. شما برای کوبیدن شادروان کسروی، به لهجۀ زیبای آذری زبانانمان تاخته اید و از این رهگذر دل آنها را به درد آورده اید. شما با اینکار بهانه به دست بهانه جویان بیگانه پرست و تجزیه طلب داده اید تا آنها شعر شما را سندی برای تجزیه طلب بودن خود قرار دهند. کار شما قابل بخشش نیست آقای ملک الشعرای بهار.

منصف نوشته:

احمد کسروی به نظر من نظرات اشتباهی درباره

حافظ وسعدی داشت اما احمد کسروی انسان ماتریالیستی نبود

کتاب ورجاوند بنیاد وی در نقد ماتریالیسم بسیار زیبا است

البته در کتاب ورجاوند بنیاد هم اشتباهات بسیاری دارد

اما در کل نقد جالبی بر ماتریالیسم نوشته است

پویا نوشته:

ناز شست فداییان اسلام که این مردک رو از صحنه ى روزگار محوش کردند…

بیوک نوشته:

از ممدتقی بهار بدم آمد و کسروی بیشتر خوشم آمد.

عباس داودی نوشته:

باسلام؛
انتقاد نویسندگان وشعراءوحتی محقیقین،ازآثاروتراوشات فکری یکدیگر،کاری کاملاطبیعی ورایج وحتی مبارک است و دلیلی برکثرشأن ونفی تلاشهاومجاهدتهای آنهانیست.باید بپذیریم که این صرفأیک نظراست که استادبهار،درمورد یک شاخه ازآثارپژوهشی مفکروپژوهشگربزرگی مثل استادکسروی به زبان شعرابرازکرده است واین نظر،به هیچ عنوان مجوزی برای تخطئه آقای کسروی نیست وعکس قضیه هم صحیحست!
یعنی درمقام دفاع ازکسروی،نبایدبه شخصیت فرهنگی بزرگی همانند ملک الشعراء توهین کرد.

ایرانی نوشته:

تا به حال فکر نمیکردم ملک الشعرا انقد بد دهن باشه که به هم میهنان آذری چون احمد کسروی توهین کنه اگر شاعران ما مانند این بودن الان دیگر نمیتوانستیم آذری ها را با ترک ها جدا بدونیم در ضمن ایشان همیشه به آذری های آریای نژاد توهین کردند نمونه اش شهریار هست برید ببنید که چه آدم بد دهنی بوده

تاجزاد نوشته:

استاد احمد کسروی بزرگمرد تاریخ ایران است و بی شک کار او بیش نباشد، کم از فردوسی بزرگ نیست.
این دانشمند بزرگ خود درمورد این بدگویی ها گفته است که پس از چندین سال دوستی با بهار، از او دوری گزیدم و پس از آن بود که این شاعر هتاک که لقب ملک الشعرا بر وی بسیار سنگین و نارواست، گرفتن ایراد های بیجا را آغازید و پس از آن دایما با وجود بی اعتنایی های استاد کسروی به توهین و دشنام اصرار ورزید و این است که امروز نقدیه های بسیاری از او در این باب میبینیم.
تنها پادسخن استاد به این شاعر بی نزاکت مقاله ای در پاسخ پیام بی شرمانه و بی پایه در شرح ایرادات مقاله تاریخچه ی شیر و خورشید استاد کسروی بود و آن را نیز در کمال ادب و احترام نوشتند و با ملاحظه ی ارزش والای خود به سمع بهار رساندند و باقی را رها کردند تا بهار با اکاذیب خود خوش باشد…

خودم نوشته:

ریدم ب حلللللق کسروی و شما کسروی دوستان..

کانال رسمی گنجور در تلگرام