گنجور

شمارهٔ ۱۸۹ - اندرز به حاکم قوچان

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

خرم و آباد باد مرز خبوشان

هیچ دلی از ستم مباد خروشان

گرچه خبوشانیان خروشان بودند

بینی زین پس خموش اهل خبوشان

مردی باید ستوده‌خوی کزین پس

برنخروشند این گروه خموشان

تا نخروشند این گروه بباید

آنچه پسندد به خود، پسندد به ایشان

جمع کندشان ز مردمی به‌بر خوبش

کاینان را حال بوده سخت پریشان

اهل خراسان و جز خراسان دانند

جمله که چونست حال مردم قوچان

ظلمی زبن پیش رفته است بر آنها

او کند آن ظلم را ازین پس جبران

ملک بیاراید و به عدل گراید

تا شود آباد آنچه زو شده ویران

بندد پای از عدوی خانگی آنگاه

گیرد دست از یتیم بی‌سر و سامان

کاری کاسان بود نگیرد دشوار

تا بس دشوار کار، گردد آسان

زینسان باید ستوده مرد هنرمند

آری مرد است آنکه باشد زینسان

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام