گنجور

شمارهٔ ۱۶۹ - فتنه‌های آشکار

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

فتنه‌ها آشکار می‌بینم

دست‌ها توی کار می‌بینم

حقه‌بازان و ماجراجویان

بر خر خود سوار می‌بینم

بهر تسخیر خشک مغزی چند

نطق‌ها آبدار می‌بینم

جای احرار در تک زندان

یا به بالای دار می‌بینم

ز انتخابات سوء‌، مجلس را

پر ز عیب و عوار می‌بینم

وکلا را به مثل دور ششم

گیج و بی‌اختیار می‌بینم

آلت دست ارتجاع و فاشیست

جملگی را قطار می‌بینم

بعد تصویب اعتبار رنود

کار بی‌اعتبار می‌بینم

چند لوطی زکهنه جاسوسان

روز و شب گرم کار می‌بینم

پیش‌بینی که عاقلان کردند

بعد ازین آشکار می‌بینم

سفها را به کارهای بزرگ

داخل و برقرار می‌بینم

در گلستان به جای کبک و تذور

قنفذ و سوسمار می‌بینم

آن که را داده جان به راه وطن

بی‌سرانجام و خوار می‌بینم

وانکه را برد و خورد و خوش خوابید

شاد و ایران مدار می‌بینم

ملتی را که شد فرامشکار

عاقبت اشکبار می‌بینم

ز انتخاباتشان مسلم گشت

آنچه این جان نثار می‌بینم

چاپلوسان و چاکران قدیم

روی مجلس هوار می‌بینم

خیل بی‌عرضگان جاهل را

داخل کار و بار می‌بینم

ظاهرا شه‌پرست و در باطن

با عدو دستیار می‌بینم

لیک روز بلیه و سختی

همه را در فرار می‌بینم

امتحان را دوبار خوردن زهر

جرم بی‌اغتفار می‌بینم

و آدمی را که ترک تجربه کرد

بی‌تعارف حمار می‌بینم

وانکه ننهاد فرق دشمن و دوست

چاره‌اش انتحار می‌بینم

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

محمد رضا نوشته:

جان فدای دهنت باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست

کانال رسمی گنجور در تلگرام