گنجور

شمارهٔ ۱۰۹ - به چه کارید؟

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » قصاید
 

ای معشر خودخواه منافق به چه کارید؟

جزکشتن یاران موافق به چه کارید؟

ای جز ز عناد و حسد و تهمت و آزار

بگسسته دل از جمله علایق به چه کارید؟

ای راست به مانند غراب و بچه خویش

بر فکر بد خود شده عاشق‌، به چه کارید؟

ای بر سر هر ره که رود جانب مقصود

گرد آمده و ساخته عایق به چه کارید؟

ای خنجری از تهمت و دشنام کشیده

یکسر زده بر قلب خلایق‌، به چه کارید؟

ای در طلب کیفر سارق به تکاپوی

وانگه‌شده هم کیسهٔ سارق‌، به چه کارید؟

ای از پی ویرانی یک قوم موافق

پر داده به اقوام منافق‌، به چه کارید؟

ای در چمن ملی و در باغ سیاسی

خودروی و سیه‌دل چو شقایق‌، به چه کارید؟

ای دامن خود کرده پر از خاک و فشانده

بر فرق خود و چشم حقایق‌، به چه کارید؟

ایران به دم کام نهنگست‌، خدا را

ای خصم وطن را شده سائق‌، به چه کارید؟

بیچاره وطن در دم نزعست‌، دریغا!

ای مرگ وطن را شده شایق‌، به چه کارید؟

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام