گنجور

مستزاد

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار
 

با شه ایران ز آزادی سخن گفتن خطاست

کار ایران با خداست

مذهب شاهنشه ایران ز مذهبها جداست

کار ایران با خداست

شاه مست و شیخ مست و شحنه مست و میر مست

مملکت رفته ز دست

هر دم از دستان مستان فتنه و غوغا به پاست

کار ایران با خداست

مملکت کشتی، حوادث بحر و استبداد خس

ناخدا عدل است و بس

کار پاس کشتی و کشتی‌نشین با ناخداست

کار ایران با خداست

پادشه خود را مسلمان خواند و سازد تباه

خون جمعی بی‌گناه

ای مسلمانان! در اسلام این ستمها کی رواست؟

کار ایران با خداست

باش تا خود سوی ری تازد ز آذربایجان

حضرت ستار خان

آن که توپش قلعه کوب و خنجرش کشورگشاست

کار ایران با خداست

باش تا بیرون ز رشت آید سپهدار سترگ

فر دادار بزرگ

آن که گیلان ز اهتمامش رشک اقلیم بقاست

کار ایران با خداست

باش تا از اصفهان صمصام حق گردد پدید

نام حق گردد پدید

تا ببینیم آن که سر ز احکام حق پیچد کجاست

کار ایران با خداست

خاک ایران، بوم و برزن از تمدن خورد آب

جز خراسان خراب

هرچه هست از قامت ناساز بی‌اندام ماست

کار ایران با خداست

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۸ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شاعر رنجور نوشته:

کار نایاب جیب خالی عاقبت بی سرنوشت
حال ایران کی نوشت

بهروز نوشته:

همیشه همینطور بوده است.وهمیشه کار ایران را شهنشاه فراموشکرده است

جعفر نوشته:

کار ایران با خداست.شعری برای تمام فصول

طرفدار بهار نوشته:

شاعری رنجیده خاطر ،پر زمهر، خوش سرنوشت
حال ایران او نوشت

ناشناس نوشته:

بسیار بسیار لذت می برم از خوندن این شعر

پریسا نوشته:

ببخشید یه سوال داشتم مگه توی قالب شعری مستزاد نباید یه کلمه یا جمله ی آهنگین به غزل ، رباعی ، قطعه و مثنوی اضافه بشه اون وقت توی این مستزاد قاب اولیه چی بوده ؟؟؟ این که هیچ قالب نیست به غزل شبیه هست ولی ۴ تا مصراع اول هم قافیه اند !!! لطفا جواب بدین ….

سمانه ، م نوشته:

شاید یتوان این چامه را نوعی غزل مستزاد نامید
خطاست ، جداست ، رواست ،خداست ، به پاست ، گشاست ، بقاست و،،،، را قافیه ، و کار ایران باخداست ، را ردیف تلقی کرد
با این ترتیب که هر بیت به چهار پاره تقسیم شده. و” کار ایران با خداست“ در همه ی ابیات به تکرار آمده
مستزاد را به گونه های مختلف آورده اند مثلاً :

از مهدی اخوان ثالث:

هر که گدای در مشکوی توست پادشاست
شه که به همسایگی کوی توست چون گداست
باغ جهان موسم اردیـبهشـت یا بهشت
گر نه ثنا خوان گل روی توست بی صفاست
نرگس گلزار جنان هر که گفت یا شنفت
این که چو چشمان بی آهوی توست بی حیاست
سرو شنیدم که قد آراسته خاسته
مدعی قامت دلجوی توست بد اداست
رحم کن ای دیده رخ زرد من دردمن
گرنه امیدیش به داروی توست بی دواست
بر خلاف استاد بهار ، که ” کار ایران با خداست را در هر بیت تکرار کرده ، اخوان بیتهارا با ردیف های مختلف آورده
و همه ی مصرع ها هم وزن هستند

پریسا نوشته:

آهان مرسی از جوابتون من اشتباه کرده بودم کلمه ی مست رو هم ، هم قافیه گرفته بودم با بقیه ی کلمه ها …

کانال رسمی گنجور در تلگرام