گنجور

قطعه

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار
 

نهفته روی به برگ اندرون گلی محجوب

ز باغبان طبیعت ملول و غمگین بود

ز تاب و جلوه اگر چند مانده بود جدا

ولی ز نکهت او باغ عنبرآگین بود

ز اوستادی خورشید و دایگانی ماه

جدا به سایهٔ اشجار، فرد و مسکین بود

نه با تحیت نوری ز خواب برمی‌خاست

نه با فسانهٔ مرغی سرش به بالین بود

فسرده عارض بی‌رنگ او به سایه، ولیک

فروغ شهرت او رونق بساتین بود

کمال ظاهر او پرورشگر ازهار

جمال باطنش آرایش ریاحین بود

به جای چهره‌فروزی به بوستان وجود

نصیب او ز طبیعت وقار و تمکین بود

چه غم که بر سر باغ مجاز جلوه نکرد؟

گلی که از نفسش طبع دهر مشکین بود

به خسروان، سخن ناز اگر فروخت، رواست

شکر لبی که خداوند طبع شیرین بود

کسی که عقد سخن را به لطف داد نظام

ز جمع پردگیان، بی‌خلاف، پروین بود

به نوبهار حیات از خزان مرگ به باد

شد آن گلی که نه در انتظار گلچین بود

اگرچه حجلهٔ رنگین به کام خویش نساخت

ولی ز شعر خوشش روی دهر رنگین بود

شکفت و عطر برافشاند و خنده کرد و بریخت

نتیجهٔ گل افسرده عاقبت این بود

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال یک حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

yekketabkhob.blogfa.com نوشته:

زندان بان

طبل زندان به صدا می‌آید
مانده‌ام
که دنیا در زندان من است
یا که من اسیرِ آن
تنها به تنهایی خود می‌گریم
که چنین گرفتار و
زندانبان شده‌ام.
کتاب چنگ شکسته-ناهید حکیمی

کانال رسمی گنجور در تلگرام