گنجور

قصیدهٔ ۳۳

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار » قصاید
 

گر به کوه اندر پلنگی بودمی

سخت فک و تیز چنگی بودمی

گه پی صید گوزنی رفتمی

گاه در دنبال رنگی بودمی

گاه در سوراخ غاری خفتمی

گاه بر بالای سنگی بودمی

صیدم از کهسار و آبم ز آبشار

فارغ از هر صلح و جنگی بودمی

گه خروشان بر کران مرغزار

گه شتابان زی النگی بودمی

یا به ابر اندر عقابی گشتمی

یا به بحر اندر نهنگی بودمی

بودمی شهدی برای خویشتن

بهر بدخواهان شرنگی بودمی

ایمن از هر کید و زرقی خفتمی

غافل از هر نام و ننگی بودمی

نه مرید شیخ و شابی گشتمی

نه اسیر خمر و بنگی بودمی

ور اسیر دام و مکری گشتمی

یا خود آماج خدنگی بودمی

غرقه در خون خفتمی یا در قفس

مانده زیر پالهنگی بودمی

مر مرا خوشتر که در این دیولاخ

خواجهٔ با ریو و رنگی بودمی

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام