گنجور

دیگران کاشتند و …

 
ملک‌الشعرای بهار
ملک‌الشعرای بهار » گزیده اشعار
 

شاه انوشیروان به موسم دی

رفت بیرون ز شهر بهر شکار

در سر راه دید مزرعه‌ای

که در آن بود مردم بسیار

اندر آن دشت پیرمردی دید

که گذشته است عمر او ز نود

دانهٔ جوز در زمین می‌کاشت

که به فصل بهار سبز شود

گفت کسری به پیرمرد حریص

که: «چرا حرص می‌زنی چندین؟

پایهای تو بر لب گور است

تو کنون جوز می‌کنی به زمین

جوز ده سال عمر می‌خواهد

که قوی گردد و به بار آید

تو که بعد از دو روز خواهی مرد

گردکان کشتنت چه کار آید؟»

مرد دهقان به شاه کسری گفت:

« مردم از کاشتن زیان نبرند

دگران کاشتند و ما خوردیم

ما بکاریم و دیگران بخورند»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | منبع اولیه: بیدل نشر نگاه | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۷ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

م- ع نوشته:

بعضی اشعار بحدی قوی و پر مغز هستند که تاثیرات تربیتی زیادی از خود برجای می گذارند . این شعر از جمله اشعاریست که سالها پیش در کتاب درسی مان آن راخوانده بودیم و ما را با مفهوم وسعت نگرش داشتن و خود را تنها ندیدن آشنا ساخت . نگرشی که شاید با صدها استدلال و بحث نتوان آموزش داد و مرحوم ملک الشعرا ی بهار به این زیبایی آن را آموزش داده . خدایش بیامرزد

آ.ش نوشته:

با سلام. بله آقای بهار بسیار زیبا درس هم نوع دوستی را به انسان ها دراین شعرشان آموخته اند. خدای بزرگ بسیار بر انسان ها لطف کرده است که چنین افرادی را آفریده است زیرا این انسان ها درس خوب زیستن و درس کمک به هم نوع را با نظم و قافیه وحتی با دو کلمه به انسان ها می آموزند.باتشکر از شما

Hossein Mansouripour نوشته:

بلوغ تاریخی، استعمار علمی و حقوق بشر
نوشتهٔ ح . م . رهگشا
“هرکه ناموخت از گذشت روزگار + نیز ناموزد ز هیچ آموزگار”
انسان در کجای تاریخ ایستاده است، به بلوغ تاریخی و کمال عقل رسیده است؟ در هزاران سال که امتیاز انسان بودن را تجربه کرده است، آیا اکنون میتوان او را مجرب و از خطا مبرا دانست؟ آیا ممکن است که انسان روزی نابود شود یا خود را نابود کند؟ چه پاسخی برای این پرسشها داریم؟
اکنون در عصری زندگی میکنیم که دانش و تکنولوژی در سراسر جهان، نوع زندگی را نسبت به گذشته، تغییرات فاحش داده و عصر ما را از اعصار گذشته، متمایز کرده است. در گذشتهٔ نه چندان دور، در همین هشتاد - نود سال پیش که بسیاری از سالمندان امروز، ایام خردسالی خود را میگذرانده اند، حتی تلفن، میکروفون، بلندگو، عینک و امکان بهره مند شدن از آب تمیز و بهداشتی نداشته اند. امروز در هر گوشهٔ جهان که زندگی کنیم، از مزایای فراوان دانش و دستاوردهای بسیار زیاد آن بهره مند میشویم. حتی بیابانگردان، چادر نشینان و گله داران، در آن سیاه چادرهای بسیار ابتدائی، از مزایای برق، گاز، کامپیوتر، رادیو، تلویزیون، موبایل و، و، و، برخوردارند. و این مفهوم کامل بلوغ تاریخی است که امروز در موضعی از رفاه علمی قرار داریم که در گذشتهٔ تاریخ انسان نداشته ایم.
بلوغ مقدمهٔ کمال است و بی‌ تردید انسان بالغ میتوانددر سایهٔ دانش و عقل، به کمال مطلوب نیز برسد. اما بدبختانه، خوی زیاده خواهی، انحصار طلبی و سروری جوئی که در نهاد همهٔ انسانها هست، به تدریج غرور سلطه طلبی را در دولتها و کشورهاهم جایگزین عدالتخواهی و حس همزیستی انسانی کرده است. کشورهائی را که در ایجاد تمدن جدیددر جهان، پیشقدم بوده اند، رفته رفته به هوای استعمارگری و سلطه بر دیگر کشورها انداخته، از این طریق بنای استعمار را در جهان پی‌ ریخته اند. یعنی‌ هر چند که پیشگامان علم و اختراع در دو قرن گذشته، انسانیت را مرهون خدمات برجستهٔ خود کرده اند، اما مردم جهان، تاوان سلطه گری آنان را خیلی‌ سنگین پرداخته اند چنانکه امروز هم مانند سالهای سیاه بیدانشی، سیاستهای استعماری؛ حاکم بر بیشتر ملتهای جهانند. سیاستهای مخربی که کمال همگانی را خلاف مصالح انحصار طلبی خود می‌‌پندارند و نه تنها مانع ترقی و گسترش دانش در جهان، بلکه محرک انسان در طریق واپسگرائی و حرکت قهقرائی هستند. تصادفی نیست که امروز در عصر اینترنت، علی رغم آنچه از پیشرفت علم و تکنولوژی و میزان رفاه نسبی انسان در جهان می‌‌بینیم، همچنان قبایلی چند در جای جای زمین، به شیوهٔ غارنشینی اجداد اولیهٔ انسان، زندگی میکنند. امروز این واقعیت تلخ را در فیلمهائی که از جریان زندگی این قبایل میگیرند، به همگان نشان میدهند.
تجربه نشان داده است که دانش نیز اگر همدوش عقل و در راستای تدابیر عاقلانه حرکت نکند، خود زیانبار تواند بود و در تعاملات علمی عصر حاضر که تحولات در کمتر از لحظات روی میدهند، بسا که دانش و فر آورده‌های آن غفلتا سبب انهدام نسل انسان و نابودی کرهٔ زمین - سیارهٔ قرارگاه انسان - شوند. معلوم نیست که در آینده بمبهای هسته ئی، شیمیائی و میکربی موجود در جهان، عمدا یا سهوا با جان بشر چه خواهند کرد؟! انفجار اشتباهی مرکز اتمی چرنویل در دولت فروپاشیدهٔ شوروی را هنوز بخاطر داریم. شگفتا کشورهائی چند که مواد اولیهٔ سلاحهای هسته ئی را در خود دارند یا ندارند و از دیگر کشورها میخرند، همواره میکوشند تا عضو باشگاه اتمی جهان و دارای بمب هسته ئی شوند و آنان که خود آثار مرگبار این سلاحهارا را آزموده اند، پیوسته بر تکثیر آنها میکوشند.
” این جنون تنها نه مجنون را مسلم شد (بهار) + باش کز ما هم فتد اندر جهان افسانه ئی”
استعمار که در جهان سابقهٔ طولانی دارد، در گذشته به صورت نظامی - سیاسی و بی‌ پرده اعمال میشد طوریکه چهره ی کریه استعمارگر بر همگان شناخته، مشهور و منفور بود. آفریقائیهای الجزایر همه میدانستند که مستعمرهٔ فرانسه هستند و فرانسه هم این حقیقت را انکار نمیکرد. چندی است که بازیگران استعمار، برای فریب افکار عمومی و اعطای استقلال - آزادی صوری به مستعمرات، به شیوهٔ پنهانگرائی متوسل شده اند. ظاهرا بساط استعمار را از جهان برچیدند. زمام امور را نه بخدمتگزاران صدیق مردم که به کارگزاران امین خود سپردند. شعار اسقلال - آزادی را در همه جا بر زبانها جاری کردند و در انظار جهانیان دامن خود را از لوث استعمار منزه نمودند. اما در حالیکه فقط استعمارات پراکنده را در یک رهبری مستتر جهانی تجمیع کردند، عملا نه از استقلال مستعمرات خبری و نه از آزادی استعمار زدگان نگون بخت اثری ظاهر شد. نشستند و گفتند و برخاستند. امروز تنها یک قدرت شاخص اروپائی که هوشمندانه بر رقبای دیرین خود غالب آمده است، مدیریت پنهان استعمار را در اختیار دارد. زیرکانه در تمام مسائل دولتها - مسائلی که غالبا خود طراح آنهاست - در کسوت میانجیگر، مصلح جهانی و قدیس بین المللی اعمال نفوذ میکند و مقاصد شوم خود را جامه ی عمل میپوشاند.
دانش سیاسی نیز در راستای یک اهرم نیرومند در خدمت این تنها بازیگر استعمار جدید به ایفای نقش پرداخته و موجب پیدائی استعمار علمی شده است. استعمار علمی، اجرای سیاستهای تاکتیکی عالمانه ئی است که استعمارگر را از خشونت و توسل به زور بی‌ نیاز و مفهوم درست ” با پنبه سر بریدن” را تداعی میکند. استعمار علمی، تاکتیک‌های زیرکانهٔ سیاسی و انحصار طلبانه ئی است که امروز در تمام مستعمرات اعمال میشوند و شاهد آثار شوم آنها در بیش از نیمی از کشورهای جهان که تحت سلطهٔ ناپیدای استعمارند، هستیم. سلطه ی گسترده ئی که بی‌ اغراق، آفتاب در امپراطوری پهناورش غروب نمیکند. ابرقدرتها را به سادگی فرومیپاشاند یا در پنجهٔ نیرومند خود، به اسارت میفشارد و هیچ رسانه، سازمان جهانی و بانک معتبر بین المللی نیست که به طریقی در چنبر استعمار علمی آن اسیر نباشد.
علی رغم سابق که مستعمرات کم بودند، امروز کشورهای بسیار هستند که ظاهرا مستقل و در واقع مستعمره از نوع جدیدند. رهبرانشان را ظاهرا خود با آرأ مستقیم مردم، انتخاب میکنند در حالیکه سلطهٔ نامرئی استعمار، به همت رسانه‌های فراگیر جهانی و تبلیغات سنجیدهٔ علمی - کامپیوتری، آرأ را در مخیلهٔ مردم میپزد و در روحشان تزریق میکند تا کسانی را به رهبری برگزینند که غیر مستقیم به آنان تلقین یا دیکته شده اند. یعنی‌ رأی دهندگان در صفوف طولانی به انتظار، می‌‌ایستند تا گور آزادی خود را حفر کنند. و این معنای عدم کمال عقل در انسان و نامجرب بودن وی است که به دفعات در تئاتر انتخابات استعماری حضور می‌‌یابد و بدون آنکه از خطایای گذشتهٔ خود، پند گرفته باشد، نقش گوسفندانی را بازی میکند که به اشارهٔ چوپان، مطیع و آرام به سوی قربانگاه خود، می‌‌شتابند. پس انتخابات نیز مانند دموکراسی، آزادی، عدالت، صلح و دیگر مزایای حقوق بشر، بازیچهٔ استعمار علمی شده است.
استعمار علمی بزرگترین دشمن حقوق بشر است. از مقررات حقوق بشر، زندانهای عریض و طویل به وسعت همهٔ کشورهای جهان ساخته و مردم را در آنها به اسارت گرفته است. چنان زنجیرهای خود را تنگ بر دست و پای ملتهای ضعیف فرو بسته است که اگر همچنان سلطهٔ خود را بر جهان حفظ کند، دیر نخواهد پائید که انسان بدست انسان نابود شود. شروع مبارزات نابرابر و حرکات تقابلی مردم با رژیمهای سرسپردهٔ استعمار، انفجارات بی‌ امان تروریستی، حملات انتحاری، تخریب اماکن بزرگ تجاری -اقتصادی، راهزنیهای هوا ئی، مقابلهٔ خشونتبار با جهانی سازی فرمایشی و امثال اینها، اگرچه عاقلانه و منطقی نباشند - که البته نیستند - به هر حال تأییدی هستند بر امکان اضمحلال آدمی و خالی‌ شدن زمین از انسان هوشمند و آگاه، هم توسط انسان هوشمند و آگاه .
با لزوم گسترش تکنولوژی هسته ئی در جهان - حتی از نوع صلح آمیز آن - و اینکه بشریت برای بقای خود، شدیدا به این نوع از تکنولوژی نیازمند است، البته نمیتوان برای همیشه نابرابری مبارزات مردمی را تضمین و چریک های بجان آمده را از داشتن سلاحهای مدرن محروم کرد. بی‌ تردید به سلاح هسته ئی هم دست خواهند یافت.
آنان که بمب بر خود میبندند تا دشمن را نابود کنند ، برای‌شان چه فرق میکند که چند نفر کشته شوند یا چندین نفر؟!! اگر بتوانند همهٔ جهان را با خود، نابود میکنند!! و این فریاد بلند بیدار باش و هشداری سخت جدی است به همهٔ فرادستان جهان تا از خشم فرودستان بپرهیزند!
” نبینی که چون گربه عاجز شود + بر آرد به چنگال چشم پلنگ؟”
برای آنکه انسان بماند و نسل انسان منقرض نشود، لازم است که با استعمار علمی، مبارزهٔ علمی صورت گیرد. با تدابیر عاقلانه، همهٔ رژیمهای گوناگون محلی و متفرق را که خوراک استعمارند، در یک رژیم جهانی خلاصه کنیم، به این صورت که از سازمان ملل متحد که هنوز رمقی در تن دارد یا هر سازمان مشابه آن که لزوما به همین منظور ایجاد گردد، مصرا بخواهیم که تأ`سیس (( جمهوری جهان - حکومت دانش و عقل )) را وجههٔ همت خود قرار دهد تا موانع زیست جهانی، حکومتهای موضعی، اختلافات مرزی و قوانین متناقض و متضاد استعماری از میان برخیزند و انسان در فضائی آکنده از تفاهم فقط در زیر لوای جمهوری جهان و فارغ از استبداد، استثمار و استعمار، به زیست انسانی خود ادامه دهد.
جمهوری جهان، ملهم از دانش و عقل طبعا مبتنی بر سکولاریزم و دنیا گرائی خواهد بود. اما اعتقادات مردمی، خدا، دین، مذهب، معابد، مراسم مذهبی و هرچه مربوط به باورهای ذهنی مردم و با جان آنان آمیخته است، محترم و آزاد شمرده شوند تا دولت جهانی هرگز با نا‌ رضائی مردم مواجه نباشد.

Comments

Anonymous
Add a comment

مرزبان نوشته:

گفتنی است پس از جواب دهقان، انوشیروان ازین سخن خرسند شده و چندی زر و سیم به او میدهد. دهقان در جواب میگوید : شاها! تو گفتی جوز ۱۰سال عمر خواهد که به بار آید…. من بار آن را برداشت کردم!
انوشیروان نیز دوباره پاداشی به وی داده و …………..

امین کیخا نوشته:

کاشتن خود فضیلتی است هر چند بار ندهد ، چند بار با امدن عروسی به خانه ای خرخره ی گوسفندی را بریدیم برادران و خواهرانم کاش داماد و عروس با دستان خود درختی بکارند مانند این پیر درخت کار و کاش جانوران را سر نبریم برای یمن و شگون که میدانم که شگون ندارد

شمس الحق نوشته:

قابل توجه جناب Anonymous !
هرکه نامُخت از گذشت روزگار
شعراز رودکی است .

کانال رسمی گنجور در تلگرام