گنجور

بخش ۹ - فی‌الفطره

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و پنیر
 

ای لوای اجتهاد افراشته

روزهٔ هر روز، عادت ساخته

اهل وحدت را به شقوت کرده حکم

بسته‌شان در ربقهٔ صم و بکم

هان، مشو مغرور بر افعال خود

هان مشو مسرور بر احوال خود

این عبادتهای تو مقبول نیست

تا ندانی عاقبت، کار تو چیست

ای بسا نعلی که وارون بسته شد

شیشهٔ امن نفوس اشکسته شد

گبر چندین ساله‌ای در حین نزع

کرد بر حقیقت اسلام، قطع

عابدی با شد و مد و کش و فش

بهر ترسا بچه‌ای شد، باده‌کش

کار با انجام کار است و سرشت

ختم کاشف، از سرشت خوب و زشت

ای بسا بدطینت و نیکوخصال

ای بسا خوش طینت و ناخوش فعال

طینت بد، آنکه در علم ازل

رفته از وی ختم بر کفر و دغل

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام