گنجور

بخش ۱۴ - فی مجانسة الذوات بالصفات

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و پنیر
 

داشت هر ذاتی، چو در علم ازل

خواهش خود را به نوعی از عمل

بالسان حال کرد از حق سؤال

تا میسر سازدش در لایزال

گر میسر خیر شد، توفیق دان

گر میسر شر بشد، خذلانش خوان

نی میسر این جز الحان سؤال

گرچه بی‌مسول فعل آمد محال

لوم، پس عائد به اهل شر بود

ذیل عدل حق، از آن اطهر بود

لم این مرموز اسرار خداست

خوض دادن عقل را، در وی خطاست

گر به علم و حکمت حق قائلی

بر تو منحل می‌شود، بی‌مشکلی

ورنه اول رو تتبع کن علوم

خاصه، تشریح و ریاضی و نجوم

بین چه حکمتهاست در دور سپهر

بین چه حکمتهاست در تنویر مهر

بین چه حکمتهاست در خلق جهان

بین چه حکمتهاست در تعلیم جان

بین چه حکمتهاست در خلق نبات

بین چه حکمتهاست در این میوه‌جات

صافی این علمها خواهی اگر

رو به «توحید مفضل» کن نظر

کاندر آن از خان علم اله

بشنوی با حق، بیان ای مرد راه

علم و دانش، جمله ارث انبیاست

انبیا را علم، از نزد خداست

خواندن صوری نشد صورت پذیر

از معانی تنیست دانا را گزیر

نفس چون گردد مهیای قبول

علم از ایشان می‌کند در پی نزول

غایتش، گاهی میانجی حاصل است

مثل عقلی کاو به ایشان واصل است

عقل از بند هوی چون وارهد

روی وجهت سوی علیین کند

انبیا را چیست تعلیم عقول؟

گوش کن گر نیستی ز اهل فضول

کشف سر است آنچه بتوانند دید

نقل ذکر است آنچه باشدشان شنید

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام