گنجور

بخش ۵ - حکایت

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و حلوا
 

با دف و نی، دوش آن مرد عرب

وه! چه خوش می‌گفت، از روی طرب:

ایهاالقوم الذی فی‌المدرسه

کل ما حصلتموها وسوسه

فکر کم ان کان فی غیر الحبیب

مالکم فی‌النشاة الاخری نصیب

فاغسلوا یا قوم عن لوح الفؤاد

کل علم لیس ینجی فی‌المعاد

ساقیا! یک جرعه از روی کرم

بر بهائی ریز، از جام قدم

تا کند شق، پردهٔ پندار را

هم به چشم یار بیند یار را

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۴ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

شخص ثالث نوشته:

از ارزش کار هیچ چیزی نمی‌توان نوشت جز:
دست مریزاد

فاغسلوا یا قوم عن لوح ال…
به احتمال زیاد بقیش اشتباه چاپی است. مفاد یا فواد یا …

پاسخ: با تشکر از شما، با جستجو در گوگل به این صفحه رسیدم که در آنجا «فؤاد» نقل شده و به این ترتیب در بیت مذکور به جای واژه‌ی «فاد» واژه‌ی عربی «فؤاد» جایگزین شد.

بهروز نوشته:

با عرض ارادت و علاقه وافر به شیخ. ارادت اینجانب به شیخ از این روست که تولیدات علمی ایشان در علوم فنی و مهندسی بی نظیر و بسیار متعدد و بعضاً هنوز ناشناخته و معماست. لکن خود شیخ امور دنیوی را اینچنین خوار می پندارد. این نیزهمانند آثار عزیز و غریبش، معمای دیگری است. پس اگر چنین است و شیخ آثار شگفت انگیز خود را در مکانیک و سیویل و ترمودینامیک چنین کم مقدار مى پندارد، بایستی دید که در امور اخروى چه غوغایی بر پا کرده این جواهر بى نظیر.

ارین نوشته:

به نوعی میشه گفت بهایی از زمانی ک عاشق شد تا اخرش عاشق رفت ،و افسوسش از این بود ک چرا نیمی از عمر خودش رو تو عالم متفکرین گذرروند

علی مسکنی نوشته:

خوشحالم که به اشعار ایرانی اهمیت می دهید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام