گنجور

بخش ۱۳ - علی سبیل التمثیل

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و حلوا
 

بود در شهر هری، بیوه زنی

کهنه رندی، حیله‌سازی، پرفنی

نام او، بی‌بی تمیز خالدار

در نمازش، بود رغبت بیشمار

با وضوی صبح، خفتن می‌گزارد

نامرادان را بسی دادی مراد

کم نشد هرگز دواتش از قلم

بر مراد هرکسی، می‌زد رقم

در مهم سازی اوباش و رنود

دائما، طاحونه‌اش در چرخ بود

از ته هر کس که برجستی به ناز

می‌شدی فی‌الحال، مشغول نماز

هرکه آمد، گفت: بر من کن دعا

او به جای دست، برمی‌داشت پا

بابها مفتوحة للداخلین

رجلها، مرفوعة للفاعلین

گفت با او رندکی، کای نیک زن

حیرتی دارم، درین کار تو من

زین جنابتهای پی‌درپی که هست

هیچ ناید در وضوی تو شکست

نیت و آداب این محکم وضو

یک ره از روی کرم، با من بگو

این وضو از سنگ و رو محکمتر است

این وضو نبود، سد اسکندر است

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۳ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

arabi.18 نوشته:

در بیت آخر به نظر “سنگِ رو” صحیح است و نه ” سنگ و رو”
سنگِ رو سنگی است که در نمای ساختمان بکار میرود

دشتی نوشته:

منظور از رو روی است که در متون قدیم در معای آهن به کار می رفته است.

شهریار نوشته:

با سلام
لطفا معنی شعر را مرقوم فرمایید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام