گنجور

بخش ۱۲ - فی الریا و التلبیس بالذین هم أعظم جنود ابلیس

 
شیخ بهایی
شیخ بهایی » نان و حلوا
 

نان و حلوا چیست ای شوریده سر؟

متقی خود را نمودن بهر زر

دعوی زهد از برای عز و جاه

لاف تقوی، از پی تعظیم شاه

تو نپنداری کزین لاف و دروغ

هرگز افتد نان تلبیست به دوغ؟

خرده بینانند در عالم بسی

واقفند از کار و بار هر کسی

زیرکانند از یسار و از یمین

از پی رد و قبول، اندر کمین

با همه خودبینی و کبر و منی

لاف تقوی و عدالت می‌زنی

سر به سر، کار تو در لیل و نهار

سعی در تحصیل جاه و اعتبار

دین فروشی، از پی مال حرام

مکر و حیله، بهر تسخیر عوام

خوردن مال شهان، با زرق و شید

گاه خبث عمرو، گاهی خبث زید

وین عدالت با وجود این صفات

هست دائم، برقرار و برثبات!

بر سرش، داخل نگردد «لا» و «لیس»

این عدالت هست کوه بوقبیس

می‌نیابد اختلال از هیچ چیز

چون وضوی محکم «بی‌بی تمیز»

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال حاشیه‌ای برای این شعر نوشته نشده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام